Site Feedback

Notebook

Written in
Author's native language
Show
  • چرا زبان فارسی درس می خوانم؟
    .من زینب هستم.در اسطنبول زندگی می کنم و اسطنبول را .خیلی دوست دارم من در دانشگاه در رشته ی تحصلی الاهیات .درس می خوانم و سال آینده فارغ التحصیلی خواهم شد ان شالله. زبان فارسی درس می خوانم چون آ...
  • ایران را دوست دارم :)
    من قبل یک ماه به ایران رفتم.و در آنجا یک ماه ماندم من با مردم ایران خیلی خوب آشنا شدم و در ایران خیلی ممنون شدم. چون من در گرگان ماندم و در گرگان مردم خیلی خوب .بود.و من خیلی خوش حال شدم .از دو هف...
  • fifififififififi
    Greetings to my italki friends. I will not log into italki for several weeks. I'm afraid I'll have to pause my language learning efforts indefinitely. My studies take priority and I cannot inve...
  • اولین فارسی
    دوستان فارس زبان سلام این اولی نامه من است من زبان فارس را دوست دارد
  • The evil word gharar «"کلمه شَر "قرار»
    These are my attempts at this extremely difficult word. 'He was supposed to make an arrangement'. اون قرار بود یه قرار بذاره 'My room is located near the front of the house'. اتاقم نزدیکِ ج...
  • another informal essay 'mashinam'
    ماشینم بسیار کسل کننده و ارزونه. اون از فلز درست میکنه. خوش شانسم که یه تهویه مطبوع رو داره چون تو استرالیا هوا خیلی گرم میشه. مثل بیشترین ماشین ها، اون یه بخاری رو برا هوای سرد داره «وقتی شما "بیش...
  • سلام و درودى دوباره بعد از غيبت طولانى
    سلام دوستان! اميدوارم كه حالتان خوب و دماغتان چاق باشد! من بعد از يك مدت طولانى اين فرصت را پيدا كردم تا بتوانم دوباره در اين سايت با شما دوستان گرامى مطلبى را به اشتراك بگذارم. به دليل مشغله كا...
  • معرفی
    سلام! من اندرس هستم. من کلمبیانی هستم. من در استرالیا زندگی میکند. من دکتر فلسفی هستم
  • افق روشن
    روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی كه كمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست روزی كه دیگر درهای خانه شان را نمی بندند ق...
  • My extremely informal essay about our house 'khunemun'.
    خونمون من و همخونه هامون در خیابون آبرکرومبی زندگی میکنیم. بیرون دیوار از خونمون سفیده و رنگ پوسته میشه. شماره خونمون چل و دوست «دو هست». اگه شما تو راهرو «تالار، سالُن؟» راه برین، شما میبینین ک...
  • سیمین
    Remembered poetess lasting Simin Behbahani بود عمري به دلم با تو که تنها بِنِشينم کامم اکنون که برآمد بنشين تا بنشينم پاک و رسوا همه را عشق به يک شعله بسوزد تو که پاکي بِنِشين تا منِ رسوا بنشين...
  • منزلم
    مرو توی منزل کوچولو زندگی می کنم. منزلم سه اتاق خواب، یه حموم، یه هال، و یه آشپزی خونه داره. توی آشپزی خونه اونجا یه میز ناهار خوری و چهار صندلی است Moro tuye manzel kuchulu zendegi mikonam. M...
  • Plans for Labor Day - Farsi
    من و دوست پسرم به خانه پدرم در کالیفرنیا خواهیم رفت تعطیل روز کارگر خواهد بود پس ما برای ۴ روز خواهیم ماند با خانوادهم به ساحل خواهیم رفت مادر نامادری زیادی غذا خوشمزه خواهد پخت با سگهاشان راه ...
  • یه تیشرت باهویه
    امشب یه تیشرتو خریدم کدوم در اینترنت درست کردم. اون "فارسی یاد می گیرم. باهام حرف بزنید." میگه. امیدوارم که الان وقتی خیابونا راه برم، ایرانیان به مرا میرن و باهام صحبت بکنن. از وبسایت زیر؛ ایده گ...
  • My routine today
    امروز در ساعت یازده از خواب بلند شدم. برای صبونه میوه، ماست، تخم مرغ ها و آب خوردم بعد صبونه من وزنه برداری رفتم الآن دارم یه کتاب در فارسی می خوانم اما کتاب رو نمی فهمم من شام می خورم و خواب ...