Site Feedback

Notebook

Written in
Author's native language
Show
  • Cadence (Part 2) (Part 4)
    مترجم درخواست را نیافت. در همین وقت ناهار می خورد، و پیام خودکار شده ای خلق کرده بود. هر کسی که کوچکترین بخش زبان ولزی می شناسد، مثلا، از دلیلی که آنها او را در مدرسه یاد گرفتند، این می داند که "ترجمه...
  • Cadence (Part 2) (Part 3)
    (یا بی عنوان - بخش... ۱۱؟) بیست درصد مردم ولز زبان ولزی صحبت می کنند. این یعنی هشتاد درصد صحبتش نمی کنند، و به همان دلیل، مترجمات حرفه هستند که کار ترجمه ی این تابلو ها را می کنند. در یک صورت، شو...
  • Cadence (Part 2) (Part 2)
    (بلافاصله ...immediately.) خارج از ولز، لهجه ی ولزی با کار روزانه کمک نمی کند، مگر کمدین باشید. برای من، شخصا، وقتی این لهجه را می شنوم، تقریبا خنده ام می گیرد. همان طوری که خواندن زبان هلندی بر...
  • Cadence (Part 2) (Part 1)
    چند مقاله ی پیش در مورد لهجه های محلی در جزایر بریتانیا نوشتم. گفتم که لهجه های ایرلندی و ولزی مثل آواز به نظر می رسند، و این درست است، اما دقیق تر است این را بگویم که لهجه ی ایرلندی (جنوبی) صدایی مهم...
  • يك موضوع جالب
    در مسكو تابستان ها كه روزها طولاني تر هستند، ساعت ده بعد از ظهر خورشيد شروع به غروب كردن ميكند و ساعت يازده بعد از ظهر هوا كاملاً تاريك ميشود! در ساعت پنج صبح هم خورشيد در آسمان است. در ايران خيلي زود...
  • شروع
    امیدوارم اوقات خوشی رو اینجا باهم دیگه داشته باشیم
  • Cadence (Part 1) ... (Part 2)
    Still here, I hope? Anyway... --- ... با این وجود، یک راننده ی لهستانی هست که برای این مقامات خیلی مشکل ساز بود. That said, there once was a Polish driver who proved very problematic for ...
  • Cadence (Part 1)
    (یا بی عنوان - بخش ۷) نمی دانم این داستان ها چقدر سفر کنند. شاید به شما خبر جدید نباشد، اما... این گروه متون درباره ی صلاحیت مشهور آنهایی که برای دولت های جزایر بریتانیا کار می کنند. I don't kn...
  • random words again
    دید و بازدید = ? جهاندیده = ? سر بینه حمام = ? به طور انجامید = ? تأنی = ? واسه = ? کارمم =? نونم = ? نستعلیق = ? "ایلی پدیده ای زشت " =? " صورت تواند " =? متمم فعل = ...
  • random verbs
    علومی ماندن در هم ادغام کردن وابسته شدن به خون کشیدن به کار رفتن = To get working? فرمانبرداری کردن = to obey? دومی گرفتن بازنویس کردن = to write about something? تحصن کردن = ...
  • konkoor in iran
    konkoor in iran is a big problem for who want go to university. it is kind of exam whit a lot of qoestion whom take in about in 4 hour in this exam you must answer to 235 question in diffrent issue. ...
  • بی عنوان - بخش ۶ - و آخرین بخش
    بر عکس این که باید اتفاق افتد، لهجه ی "بریتانیایی" ام، مثل آنچه آنها در امریکا می گویند، بسیار خوب نیست، ولی به صورت مشکل، می توانم از لهجه ی آمریکایی به آسانی تقلید کنم. اگر کسی نگران بود. Contrar...
  • بی عنوان - بخش ۵
    در مقاله ی قبلی ام این گفتم که انتظار دارم که فهمیدن لهجه ام تکلیفی زیاد سخت نباشد. بله، این کار را پیشنهاد نمی کنم اگر به زبان انگلیسی تازه باشید. صدا عموما با لهجه های مشهورتر متفاوت است، بله، و واژ...
  • Khoda-hafezie ehtemali az italki
    Man dar italki ba shakhsi az turkie dochare dar-girie lafzi shodam. Taraf say mikard ke ba man dar morede masaele shahvani va sexy chat kone vali did ke chizi giresh nemiad shoroo kard be fosh dadan b...
  • Grammar 2
    Object (the object of a sentence)= هدف Direct Object = مفعول مستقیم Indirect Object = مفعول غیر مستقیم Subject (Subject of a sentence) = موضوع