دوم درس
به دوستم ریشابه پرسیدم. پدرش کار میکرد که در خانواده دولت زندگی کردند. خانه بزرگ آبا قدیمی بود و باغچه بزرگ داشت. پر درخت و گل بود. این هم به مدرسه نزدیک بود که هر روز به مدرسه او و خواهرش و بچه همسایه راه میرفتن. دو تا تفریحگاه هم نزدیک بود که از درس کریکت را بازی میکردند.
Corrections
من دوباره از این فضا استفاده کردم چون در بخش نظرات جملات بهم می ریخت.
1. من فقط در یک خانه زندگی کرده ام
2.خانه ام قهوه ای رنگ است
3.ما اتاق بازی کوچکی داشتیم
Maa otagh-e-bazeey-e-koochaki daashtim.
We don't have "playhouse" in Persian but the translation of "playhouse" is " اتاق بازی " " Otagh-e-bazi "
4. Noun : Government دولت
Adj : Govenmental دولتی
But we have another word for what you wanted to say
Government-owned house : خانه ی سازمانی
و در پایان نوشته ی قبلیم می خواستم بگم " موفق باشید " نه " موق باشید " اینم سوتی من ! :D
دوم درس (درس دوم)
First you should know that you forgot to pay attention to time sequence in your sentences.
من فقط در فقت یک خانه زندگی میکردم.
Still the the sentence has no clear meaning.Let me translate it to English : " I was only living in one house. "
من و خانوادهام خانهای قهوهای داریم.
"My family and I have a brown house." What did you mean by "خانه ای قهوه ای" ? You meant made of wood or, it's just the color of the house?
وقتی من بچه بودم خیلی بچه های بسیاری در همسایگی ما بودند
. ما هر روز بازی میکردیم.
خانهام حیاط بزرگی دارد
و اینجا خانه بازی کوچک است
I don't understand what you mean by "اینجا خانه بازی کوچک است". If you meant there wasn't enough room(space) for playing, then the correct sentence would be :
اینجا فضای کمی برای بازی کردن وجود دارد.
. پدرم با باربکیو را آشپزی میکرد.
به از دوستم ریشابه پرسیدم. پدرش کار میکرد که در خانواده دولت زندگی کردند.
حرف اضافه برای "پرسیدن" "از" هست.
مثال: من از دوستم پرسیدم که ساعت چند است ؟
What do you mean by "دولت" ? If meant "rich", you should know that this meaning of دولت is old-fashioned. I mean nobody uses دولت as an adjective. We only use it as a noun which means " Government ".
خانه بزرگ آبا قدیمی بود و باغچه بزرگ داشت.پر درخت و گل بود.
خانه بزرگ و قدیمی بود و باغچه ای بزرگ داشت که پر از درخت و گل بود.
این هم به مدرسه نزدیک بود که هر روز به مدرسه او و خواهرش و بچه همسایه راه میرفتن.
به مدرسه هم نزدیک بود .او و خواهرش و بچه ی همسایه پیاده به مدرسه می رفتند.
دو تا تفریحگاه هم در آن نزدیکی ها بود
که از درس کریکت را بازی میکردند.
I guess you wanted to say :
که بعد از درس کریکت بازی می کردند.
موق باشید
بهزاد
Write a correction
Please enter between 25 and 8000 characters.

1 comment
Please enter between 0 and 2000 characters.