تمرین
تربیت و تهذیب معلم من تا به حال از یادم نرفته است
٢.چون سالهای درازی گذشته است،بنابراین درست به یادم نیست این کتاب را به چه کسی قرض دادم.
( از آن جا که چند سالی گذشته است ، به خاطر ندارم که این کتاب را به چه کسی داده ام )
٣.او الان به غیر از اینکه با پای خود و به اختیار، خود را به کلانتری برساند ،چاره ی دیگری ندارد.
قانون ترافیک مقرر می دارد که راننده باید از رانندگی بعد از نوشیدن مشروبات (الکلی )
خود داری کند
٥.مادر از دیدن اینکه بچه اش/ خودش مدال طلا را گرفته است،از شور و هیجان اشک در
چشم هایش حلقه زد
باوجود اینکه تیم فوتبال در مسابقه شکست خورد، ما نباید به اعضای تیم دشنام دهیم
٧. روزهای امتحانات ورود به دانشگاه را به خاطر می آورم، هنوز از این روزها خاطرات تازه دارم
٨.او از درد فریاد بلندی زد.
٩. حادثه غم انگیز بعد از سونامی، در ضمیر مردم نقش بسته است.
هنوز در ذهن مردم باقی است
.در بعضی نقاط آنجا ،مردم جغد را حیوانی شومی می دانند
١١.او بی سروصدا وارد به خوابگاه شد.می ترسید که کسی دیگر از صدای پایش بیدار شود
١٢.جشن تبریک برای موفقیت هایی که کسب شده در میان گل ها و صدای کف زدن تحسین بر پا شد
١٣.گفته او ما را بسیار غمگین کرد.
( حرف او خیلی ما را ناراحت کرد )
.هنوز دل و جان او از تاثیر آن حادثه خالی نشده است
هنوز آن حادثه را فراموش نکرده است
١٥.برای اینکه بموقع تحقیقات درس خود را انجام دهد،از گذراندن تعطیلات خود صرف نظر کرد