雪地给我拍照啦زمین برفی من را عکس گرفت
下 雪 啦,遍 地 都 是 白 花 花。
برف می آمد،همه جا پر از برف سفید بود.
xiǎo mèi mei ài xuě huā qīng zǎo qǐ chuáng xiào hā hā
小 妹 妹, 爱 雪 花, 清 早 起 床, 笑 哈 哈。
دختر کوچیکی،گلهای برفی را دوست داشت.صبح زود از تختخابش بر خاست،از دیدن برف خوشحال شد.
pǎo chū mén shuāi dǎo la xuě dì yìn gè pàng wá wa
跑出门,摔倒啦,雪地印个胖娃娃。
از خونه بیرون آمد،به زمین خورد،روی زمین برفی یک شکل بچه فشار شد.
xiǎo mèi mei lè huài la pāi zhe xiǎo shǒu jiào mā ma
小 妹 妹, 乐 坏 啦,拍 着 小 手 叫 妈 妈:
دختر کوچیک خیلی شاد شد،کف می زد و به مادرش فریاد کشید:
kuài kàn la xuě dì gěi wǒ pāi zhào la
快 看 啦, 雪 地 给 我 拍 照 啦
ببینینش،زمین برفی من را عکس گرفت.
Corrections
雪地给我拍照啦 نقش من بر روی برفها افتاد
xià xuě la biàn dì dōu shì bái huā huā
下 雪 啦,遍 地 都 是 白 花 花。
برف می آمد،همه جا پر از برف سفید بود.
xiǎo mèi mei ài xuě huā qīng zǎo qǐ chuáng xiào hā hā
小 妹 妹, 爱 雪 花, 清 早 起 床, 笑 哈 哈。
دختر کوچکی که گلهای برفی را دوست داشت، صبح زود از تختخوابش بر خاست واز دیدن برف خوشحال شد.
pǎo chū mén shuāi dǎo la xuě dì yìn gè pàng wá wa
跑出门,摔倒啦,雪地印个胖娃娃。
با خوشحالی از خونه بیرون دوید اما دمِ درِ خانه زمین خورد، روی زمین برفی شکل یک بچه فشار روی برف به وجود آمد..
xiǎo mèi mei lè huài la pāi zhe xiǎo shǒu jiào mā ma
小 妹 妹, 乐 坏 啦,拍 着 小 手 叫 妈 妈:
دختر کوچک خیلی شاد/ خوشحال شد، در حالیکه با دستهای کوچکش کف می زد با صدای بلند مادرش را صدا زد
kuài kàn la xuě dì gěi wǒ pāi zhào la
快 看 啦, 雪 地 给 我 拍 照 啦
و گفت مامان ببین رد من بر روی زمین برفی افتاد. ( انگار که زمین برفی از من عکس گرفته
پرویز خیلی قشنگ نوشتی دستت درد نکنه. این عالیه. من فقط یه چیزایی بهش اضافه کردم امیدوارم داستانت رو خراب نکرده باشم.
..
Write a correction
Please enter between 25 and 8000 characters.

2 comments
Please enter between 0 and 2000 characters.