Site Feedback

گربه هاى آدم حوار paragraph 1

سالام! Today I want to learn about the paragraph below. It is from a book called gorbehaye adamkhar. I am so excited to read it, but my vocabulary is still so small. I only know a few of the words in the paragraph. I know it's a lot of information, but I would enjoy it so much if you could help me learn the meanings of the words and sentences. Please let me know how I can be more specific!
I love you guys for helping me learn persian!!!


پوانه ى شاب تاب

روز گارى -- به احتمال قوى پيش-- در يك خوابگاه خصو صى دانشجو يان در توكيو بودم. هجده سالم بود و دانشجوى صفر كيلومتر سال اولى بودم و هيچ جاى شهر را نمى شانا ختم. تو آن روز هم تنهايى رنگى نكرده بودم و طبعاً پدر و فرستادنم خاربگاه بهترين راه حال به نظر ميرسيد. پول هم عامل ديگرى بود و ظاهراً خوابگاه ارزان ترين راه بود. من خواب زندگى در آپارتمان خودم را مى ديدم، اما چه هى شد كرد؟ پدر و هادر هزينه هاى دانشكده شهريه و كتب و كرايه ىما هانه را هى دادند، پس خمين بود كه بود.

Share:

 

2 comments

    Please enter between 0 and 2000 characters.

     

    Corrections

    گربه هاى آدم حوار خواز (Man-eater cats)


    پروانه ی شب تاب پوانه ى شاب تاب (Luminescent butterfly)

    روزگارى -- به احتمال قوى پيش--(?) در يك خوابگاه خصوصى دانشجويان در توكيو بودم.

    Once in the past, I was in a personal students dormitory in Tokiyo.

     

    روزگاری پیش=Once in the past

    خوابگاه خصوصی=Personal dormitory

    دانشجویان= Students

     

     

    هجده سالم بود و دانشجوى صفر كيلومتر سال اولى بودم و هيچ جاى شهر را نمى شانا ختم شناختم.

    I was eighteen years-old, and I was a freshman, and I didn't know anywhere in the city.


    هجده= eighteen

    سال= year

    سال اولی= freshman

    هیچ جا= nowhere

    نمی شناختم= I didn't know

     

    (صفر means zero, and کیلومتر is kilometer in En. Here it means I was in the beginning of my way)

     

    تو تا آن روز هم تنهايى رنگى زندگی نكرده بودم و طبعاً پدر(؟؟) و فرستادنم به خاربگاه خوابگاه بهترين راه حال به نظر ميرسيد.

    I haven't lived alone until that day, So going to a dormitory seemd the best solution.

    تا= untill

    روز= day

    زندگی= live

    فرستادن= sending

    خوابگاه= dormitory

    بهترین= the best

    راه حل= solution

    به نظر رسید= seemd

     

    I couldn't fing good phrase for به مدرسه فرستادن. You know فرستادن means sending. For example when a student's parents want to enroll him/her in a school we say they are sending him to the schoul. I used "go" instead of "send" here.

     

    پول هم عامل ديگرى بود و ظاهراً خوابگاه ارزان ترين راه بود.

    Money was another factor, apparently dormitory was the cheapest way.

     

    پول= money

    عامل= factor

    دیگر= another

    ظاهرا= apparently

    ارزان= cheap

    راه= way

     

     

    من خواب زندگى در آپارتمان خودم را مى ديدم، اما چه هى شد می شد كرد؟

    I was dreaming of living in my own apartment, but what could I do?

     

    خواب= dream

    آپارتمان خودم= my own apartment

     

    خواب is a noun. It means dream. خواب دیدم is a verb. means I was dreaming here.

     

    پدر و هادر مادر هزينه هاى دانشكده، شهريه و كتب و كرايه ى ماهانه را هى می دادند، پس خمين همین بود كه بود.

     

    Father and mother were paying the cost of university,fee and books and monthly rent. So it was what it was.

     

    پدر= father

    مادر= mother

    هزینه= cost

    شهریه= fee

    کتب= books

    کرایه ی ماهانه= monthly rent

     

    I'm not sure about "it was what it was". The concept of  همین بود که بود is I couldn't change the situation.

    My English in not very good Chris but I tried to give a useful translation. I hope it is useful.


    Good luck.


    روز گارى -- به احتمال قوى (؟) پيش-- در يك خوابگاه خصو صى دانشجو يان در توكيو بودم. هجده سالم بود و دانشجوى صفر كيلومتر سال اولى بودم و هيچ جاى شهر را نمى شانا ختم(نمی شِناختم). تو (تا) آن روز هم تنهايىرنگى (زندگی) نكرده بودم و طبعاً پدر و فرستادنم (به) خاربگاه(خوابگاه) بهترين راه حال (حل) به نظر ميرسيد. پول هم عامل ديگرى بود و ظاهراً خوابگاه ارزان ترين راه بود. من خواب زندگى در آپارتمان خودم را مى ديدم، اما چههى شد (میشد) كرد؟ پدر و هادر (مادر) هزينه هاى دانشكده شهريه و كتب و كرايه ىما هانه( ما) را هى (نمی) دادند پس همین بود كه بود.

    دانشجوى صفر كيلومتر سال اولى= fresh man(informal)
    خوابگاه خصو صى= private dorm
    زندگی = life
    عامل ديگر= another resean 
     آپارتمان= apartment
     اما= but
    چه(میشد) كرد= what should we done?
     شهريه= tuition fee
    كتب=کتاب ها=books
    (terminology)همین بود که بود= That was why it was or "we hadn't another choice at that time."







    گربه هاى آدم حوار paragraph 1

    سالام  سلام

    the sound of "sa"lam is like "ga"ther

    but tou wore سالام that it has not correct pronunciation of سلام!

    so if you use english words to wire persian you can use double a like"aa" to say correct pronunciation

    like

    salaam  sa pronounced like "ga" in gather and laam pronounced like come

    so you can say salaam


    پوانه ى شاب تاب = پروانه شب تاب
    parvaaneye shabtaab=firefly

     


    روز گارى -- به احتمال قوى (؟) پيش-- در يك خوابگاه خصو صى دانشجو يان در توكيو بودم. هجده سالم بود و دانشجوى صفر كيلومتر سال اولى بودم و هيچ جاى شهر را نمى شانا ختم(نمی شِناختم). تو (تا) آن روز هم تنهايى رنگى (زندگی) نكرده بودم و طبعاً پدر و فرستادنم (به) خاربگاه(خوابگاه) بهترين راه حال (حل) به نظر ميرسيد. پول هم عامل ديگرى بود و ظاهراً خوابگاه ارزان ترين راه بود. من خواب زندگى در آپارتمان خودم را مى ديدم، اما چه هى شد (میشد) كرد؟ پدر و هادر (مادر) هزينه هاى دانشكده شهريه و كتب و كرايه ىما هانه( ما) را هى (نمی) دادند پس همین بود كه بود.

     

    Write a correction

    Please enter between 25 and 8000 characters.

     

    More notebook entries written in Persian (Farsi)

    Show More