Site Feedback

تمرین نوشتن < یکی از عادت پدر بزرگ من<


پدر بزرگ من الان 79 سال دارد وهنوز سر زنده است و یکی از عادت اش جمع آوری جعبه های است.
My grandfather is 79years old and one of his habits is collecting boxes.

با وجود اینکه جعب ها از کاغذ ساخته شد، آنها واقعای ظریف اند که چند روز یا ماه یا سال گذشته شیرینی، پای و گیره منظمی مانده اند.
Although being made from paper, they are really elaborate in which sweets, tea and so on were neatly put several days. months or years ago.

این دلیل است که او جعبۀ هدیه ی را به سادگی رها نمی کند.
This is the reason why he won’t throw away gift box.

اما او آنها را در گوشه و کنار اداره در خانۀ ما می گذارد و روز به روز جعبه ها در جای تاریکی خاکی را جمع می کنند.
But he put them at the corners of the office at our house and in darkness they are collecting dust.

او به طبع صندوق های بزرگ مقوایی را هم دوست دارد و جنس های ما را داخل آنها می انداخت..
He even likes big cardboard boxes and within them put our merchandise.

اخیراً مادرم سر انجام به یک جانبه این صندوق های مقوایی را از صندوق پلاستیک جایگزین کرد.
Recently, my mother at last unilaterally replaced these cardboard boxes with plastic one.

همینکه او آن را پیدا کرد، عصبی شد و مادرم و بابا دعوا کرد. بابا جان گفت: آن صندوق ها کجای!؟ On founding that, he annoyed and quarreled with her. "Where is my box!?"

مادر من مخفیانه به او یکی نام مستعار طنز آمیز داده که گفت" مردِ صندوق"
My mother secretly gave her father a sarcastic nickname: "The box man".

Share:

 

2 comments

    Please enter between 0 and 2000 characters.

     

    Corrections

    تمرین نوشتن < یکی از عادت (های) پدر بزرگ من<


    پدر(بزرگم) بزرگ من الان 79 سال دارد وهنوز سر زنده است و یکی از(عادات او)عادت اش جمع آوری جعبه (هاست) است.
    My grandfather is 79years old and one of his habits is collecting boxes.

    با وجود اینکه جعب ها از کاغذ ساخته شد(جعبه هایی کاغذی که واقعا استادانه و ظریف ساخته شده و می توانند)، آنها واقعای ظریف اند که چند روز یا ماه یا سال گذشته شیرینی، پای و(مانند ان را تا چند روز یا ماه یا سال تمیز و سالم نگهدارند) گیره منظمی مانده اند.
    Although being made from paper, they are really elaborate in which sweets, tea and so on were neatly put several days. months or years ago.

    این (به همین)دلیل است که او جعبۀ هدیه(ای) ی را(که به او می دهند دور نمی اندازد) به سادگی رها نمی کند.
    This is the reason why he won’t throw away gift box.

    اما (ولی چه فایده دارد؟)او آنها را در گوشه و کنار(دفتر خود در خانه امان) اداره در خانۀ ما می گذارد(تا) و روز به روز جعبه ها در جای تاریکی (خاک بخورند)خاکی را جمع می کنند.
    But he put them at the corners of the office at our house and in darkness they are collecting dust.

    او(حتی جعبه های) به طبع صندوق های بزرگ مقوایی را هم دوست دارد و جنس های(اجناس) ما را داخل آنها (می اندازد)می انداخت..
    He even likes big cardboard boxes and within them put our merchandise.

    اخیراً(بتازگی) مادرم سر انجام به یک جانبه(بدون اطلاع او) این صندوق های(جعبه های) مقوایی را (با جعبه های پلاستیکی عوض کرد)از صندوق پلاستیک جایگزین کرد.
    Recently, my mother at last unilaterally replaced these cardboard boxes with plastic one.

    همینکه او آن را پیدا کرد(وقتی فهمید)، عصبی(عصبانی) شد و (با)مادرم و بابا دعوا کرد. بابا جان گفت(او فریاد می زد): (جعبه من کجاست)آن صندوق ها کجای!؟ On founding that, he annoyed and quarreled with her. "Where is my box!?"

    مادر(مادرم در پنهان پدرش را به طعنه با نام کوچک "مرد جعبه ای " صدا می زند) من مخفیانه به او یکی نام مستعار طنز آمیز داده که گفت" مردِ صندوق"
    My mother secretly gave her father a sarcastic nickname: "The box man".

     

     

    ** پدر بزرگت ادم جالبیه.خوب نوشتی .سعی کن متون فارسی بیشتر مطالعه کنی و بیشتر از ان , بنویسی. موفق باشی

    تمرین نوشتن < یکی از عادت پدر بزرگ من<


    پدر بزرگ من الان 79 سال دارد وهنوز سر زنده است و یکی از عادات اش جمع آوری جعبه های است.
    My grandfather is 79years old and one of his habits is collecting boxes.

    با وجود اینکه جعبه ها از کاغذ ساخته شده اند،  واقعا ظریف اند که بعد از گذشت چند روز یا ماه یا سال از شیرینی، پای و گیره منظمی مانده اند.
    Although being made from paper, they are really elaborate in which sweets, tea and so on were neatly put several days. months or years ago.

    به این دلیل است که او جعبۀ هدیه ی را به سادگی رها نمی کند.
    This is the reason why he won’t throw away gift box.

    اما او آنها را در گوشه و کنار اداره در خانۀ ما می گذارد و روز به روز جعبه ها در جایی تاریکخاک می خورند..
    But he put them at the corners of the office at our house and in darkness they are collecting dust.

    او به طبع جعبه های بزرگ مقوایی را هم دوست دارد و جنس های ما را داخل آنها می گذارد..
    He even likes big cardboard boxes and within them put our merchandise.

    اخیراً مادرم سر انجام در یک اقدام  یک جانبه این جعبه های مقوایی را با صندوق پلاستیک جایگزین کرد.
    Recently, my mother at last unilaterally replaced these cardboard boxes with plastic one.

    همینکه او آن را فهمید، عصبانی شد و با مادرم  دعوا کرد. بابا جان گفت: آن جعبه ها کجاهستند؟ On founding that, he annoyed and quarreled with her. "Where is my box!?"

    مادرم مخفیانه به او یکی نام مستعار طنز آمیز داد وگفت" مردِ جعبه ای"
    My mother secretly gave her father a sarcastic nickname: "The box man".

     

    تمرین نوشتن < یکی از عادتهای پدر بزرگ من<


    پدر بزرگ من الان 79 سال دارد وهنوز سرزنده است و یکی از عادتهايشان جمع آوری جعبه ها است.
    My grandfather is 79years old and one of his habits is collecting boxes.

    با وجود اینکه جعبه ها از کاغذ ساخته شده اند، آنها واقعاً ظریف هستند که شیرینی ها، چای و  چيزهای ديگر از چند روز یا  چند ماه، حتی سالهای گذشته بطور منظم نگهداری شده اند.
    Although being made from paper, they are really elaborate in which sweets, tea and so on were neatly put several days. months or years ago. 
     
    به همين دليل است که او جعبۀ هدیه ای را به سادگی دور نمی اندازد.
    This is the reason why he won’t throw away gift box.

    اما او آنها را در گوشه و کنار دفتر در خانۀ ما می گذارد و روز به روز در جای تاریکی خاکستر جعبه ها را می پوشاند.
    But he put them at the corners of the office at our house and in darkness they are collecting dust.

    او جعبه های بزرگ مقوایی را هم دوست دارد و اشياء ما را توی آنها می اندازد.
    He even likes big cardboard boxes and within them put our merchandise.

    اخیراً مادرم بدون خبر دادن به پدر بزرگم همۀ این جعبه های مقوایی را به جعبه های پلاستیک عوض کرد.
    Recently, my mother at last unilaterally replaced these cardboard boxes with plastic one. 
     
     بمحض اينکه پدر بزرگم متوجۀ اين نتيجه شد، عصبانی شد و با مادرم دعوا کرد. بابا جان گفت: آن جعبه ها کجا ند!؟ On founding that, he annoyed and quarreled with her. "Where is my box!?"

    مادرم مخفیانه به پدر خود کينه ای داد:آقای جعبه 
    My mother secretly gave her father a sarcastic nickname: "The box man".

    The red ones are wrong

    The blue ones are correct

    The green ones are suggestions or explanation.

     

     

     

     

    تمرین نوشتن < یکی از عادت های پدر بزرگ من<


    پدر بزرگ من الان 79(هفتاد و نه) سال دارد وهنوز سرزنده است. و یکی از عادت هایش جمع آوری جعبه ها ی است.
    My grandfather is 79years old and one of his habits is collecting boxes.

     

    (You don't need to space between سر & زنده . Because they are norpheme not word)






    با وجود اینکه جعبه ها از کاغذ ساخته شده اند، آنها واقعا ی ظریف اند/ظریف هستند. (ماهرانه ساخته شده اند

    طوری که از چند روزها یا ماه ها یا حتی سال های گذشته شیرینی، پای و گیره غیره منظمی مرتب مانده اند


    Although being made from paper, they are really elaborate in which sweets, tea and so on were neatly put several days. months or years ago.

    مرتب is an  adjective here. That means neat.

     

     

     

     


    به این دلیل است که او جعبۀ هدیه ی جعبه ی هدیه ها را به سادگی رها نمی کند(دور نمی اندازد
    This is the reason why he won’t throw away gift box.

    دور نمی اندازد Is my preference, we often use رها نمی کند when we want leave someone or sth. 

     

     

     

     


    اما او آنها را در گوشه و کنار اداره در خانۀ خانه ی ما می گذارد

    But he put them at the corners of the office at our house

     

    In خانه ی using "ء" insted of "ی " is a obsolete use.

     

     

     

     

    و روز به روز جعبه ها در جای تاریکی خاک ی را جمع می کنند.

    or

    و روی جعبه ها در تاریکی گرد و خاک می نشیند

     and in darkness they are collecting dust.

     

    The second sentence is my suggestion. گرد و خاک/ گرد و غبار  نشتسن روی چیزی is kind of idiom in Persian.

     

     

     



    او به طبع   حتی صندوق های بزرگ مقوایی را هم دوست دارد و جنس های ما را داخل آنها می انداخت می اندازد.
    He even likes big cardboard boxes and within them put our merchandise.

     

     

     

     


    اخیراً مادرم سر انجام به یک جانبه(؟) به تنهایی  این صندوق های مقوایی را از با صندوق های  پلاستیکی جایگزین کرد.
    Recently, my mother at last unilaterally replaced these cardboard boxes with plastic one.

    I didn't get your mean of "به یک جانبه"

     

     


    همینکه او آن ها را پیدا کرد، عصبی شد و مادرم و بابا (پدرم) را دعوا کرد. بابا جان گفت: آن صندوق های من کجای

    کجاست؟/کجا هستند!؟

    On founding that, he annoyed and quarreled with her. "Where is my box!?"

     

    Your note is kind of formal, and پدر is more formal than بابا.

     

    Look at "کجاست؟ " & "کجا هستند" . In Persian when you want use a verb about inanimate objects you can use both, plural and singular verbs.

     

     

     


    مادر من مخفیانه به او یک ی نام مستعار طنز آمیز داده: که گفت" مردِ صندوق"
    My mother secretly gave her father a sarcastic nickname: "The box man".

     

     

     

    Good luck :)

     

    Write a correction

    Please enter between 25 and 8000 characters.

     

    More notebook entries written in Persian (Farsi)

    Show More