Site Feedback

خاله ام عاشق گربه امان هست

 

 خاله ام خواهر کوچک مادرم و مجرد است.
My aunt is my mother's younger sister and a celibate.

گربه امان سرزنده و بی فشار است به دلیل این هر روز او همراه با آن بازی می کند
Our cat is lively and free of stress because she plays with it everyday.

از دو شنبه تا جمعه، کارش در حدوده ساعت شش بعد از ظهر پایین می رسید، بعد او بر می گرد و با بیتا(اسم گربه) بازی می کند.
From Monday to Friday,her work finishes about 6 o'clock in the afternoon,then she comes back and plays with Bita(the cat's name).

.او در شنبه و یک شنبه که تعطیل او، بیشتر وقت ها دارد برای بیتا
On Saturday and Sunday, which her holidays,she has more time for Bita.

او ختی برای بیتا یک اتاق داده است که دوران کودکی من اتاق ام بود و بعد از آن مدت بالا تا به تازگی انبار خاکی بود.
She even gave a room for Bita. That was my room in in my childhood and after that period , until very recently a dusty warehouse.

 هنگام بازیشان، بیتا گاهی فعل نمی شود. 
When they are playing, Bita sometimes becomes inactive.

در همین حال، خاله ام بازیشان را به سادگی انجام نمی دهيد و به بیتا گریه می دهد و می گوید " ببین! در اینجا ختی مرغ قرار دارد!"  یک چوب با پر مرغ به بازیشان استفاده شده است.
In this situation,my aunt simply does not finish their game and cryes" Look! Here exists even a chicken !" A stick with chicken feather is used on the game.

معمولا، او در حدوده ساعت یک بازیشان را ادامه می دهد.
Usually,she continues the playing for about one hour.

 مادرم حدس می زند که خواهرش خیلی قبلا اپراتور تلفنی نبود. 
My mother guesses that ,long ago,her sister was not a telephone operator.

در واقع, او معّلم کودکستانی بود و او کودکانی و ختی با سفتگیر تمرین کردن آنها را خیلی دوست داشت.  
In fact,she was a teacher of a kindergarten and she likes not only children but also harshly training them.

?بابت این قضیه، حالا او به جای از بچه ها، گربه امان را تمرین می کند
Given this, now she train our cat instead of children?

(sorry,the picture of the cat and her room coming next time.)

Share:

 

4 comments

    Please enter between 0 and 2000 characters.

     

    Corrections

    خاله ام عاشق گربه امان (است)هست

     خاله ام (از)خواهر کوچک مادرم (کوچکتر است)و مجرد(زندگی می کند) است.
    My aunt is my mother's younger sister and a celibate.

    گربه امان, (گربه ای شاد وبازیگوش)سرزنده و بی فشار است به دلیل این(و خاله ام) هر روز (با)او همراه با آن بازی می کند
    Our cat is lively and free of stress because she plays with it everyday.

    از دو شنبه تا جمعه، کارش در حدوده(تا) ساعت شش بعد از ظهر (سر کار است و)پایین می رسید، بعد او(وقتی ) بر می گردد و با بیتا(اسم گربه امان) بازی می کند.
    From Monday to Friday,her work finishes about 6 o'clock in the afternoon,then she comes back and plays with Bita(the cat's name).

    .او در شنبه و یک شنبه (هم)که تعطیل (است)او، بیشتر وقتش (را با بیتا می گذراند)ها دارد برای بیتا
    On Saturday and Sunday, which her holidays,she has more time for Bita.

    او (حتی به)ختی برای بیتا یک اتاق (هم)داده است که (اتاقی که در)دوران کودکی ام من اتاق (من)ام بود و بعد از آن مدت بالا تا به تازگی(تبدیل به یک) انباری(کثیف و) خاکی (شده)بود.
    She even gave a room for Bita. That was my room in in my childhood and after that period , until very recently a dusty warehouse.

     هنگام بازیشان، (گاهی)بیتا گاهی (تنبل و بی حال)فعل نمی شود. 
    When they are playing, Bita sometimes becomes inactive.

    در (اینجور مواقع)همین حال، خاله ام بازیشان را به سادگی (تمام نمی کند و فریاد می زند )انجام نمی دهيد و به بیتا گریه می دهد و می گوید " ببین! در اینجا ختی مرغ (هست)قرار دارد!" (و از)یک چوب با پر مرغ (برای ادامه بازی)به بازیشان استفاده (می کند)شده است.
    In this situation,my aunt simply does not finish their game and cryes" Look! Here exists even a chicken !" A stick with chicken feather is used on the game.

    معمولا، او در حدوده ساعت یک(ساعت) بازیشان را ادامه (پیدا می کند)می دهد.
    Usually,she continues the playing for about one hour.

     مادرم حدس می زند که (می گوید)خواهرش(مدت ها قبل از انکه) خیلی قبلا اپراتور(تلفن) تلفنی نبود
    My mother guesses that ,long ago,her sister was not a telephone operator.

    در واقع, او(باشد) معّلم کودکستان بود و او(نه تنها) کودکان(را دوست داشت بلکه از ) و ختی با سفتگیر(سخت) تمرین کردن (با)آنها را(هم لذت می برد) خیلی دوست داشت.  
    In fact,she was a teacher of a kindergarten and she likes not only children but also harshly training them.

    ?بابت این قضیه، (و)حالا او به جای از بچه ها، (با)گربه امان را تمرین می کند
    Given this, now she train our cat instead of children?

    (sorry,the picture of the cat and her room coming next time.)

     

     

     

    ** تلاش خوبی در نوشتن داری.همینطور ادامه بده.ولی به دو نکته توجه کن.اول انکه قبل از گذاشتن متن خود در اینجا یکبار انرا مرور کن و دیگر انکه علاوه بر نوشتن, متون فارسی را بیشتربخوان تا جملات با مفهوم تری بنویسی.موفق باشی.

     


    در این حال/ در چنین وضعی ،  خاله ام به سادگی  بازیشان را قطع می کند، به سادگی انجام نمی دهيد و به بیتا گریه می کند و رو به بیتا  می دهد و می گوید " ببین! در اینجا حتی مرغ هست قرار دارد!"  (یک چوب که با پر مرغ به آن چسبانده است، به بیتا نشان می دهد) به بازیشان استفاده شده است
    In this situation,my aunt simply does not finish their game and cryes" Look! Here exists even a chicken !" A stick with chicken feather is used on the game.

     

    I changed your last sentence a little. Is it okay?

     

     

     

     


    معمولا، او در حدود یک ساعت یک بازیشان را ادامه می دهد.
    Usually,she continues the playing for about one hour.

     مادرم حدس می زند که در گذشته های دور خواهرش خیلی قبلا  یک اپراتور تلفن ی نبوده است!
    My mother guesses that ,long ago,her sister was not a telephone operator.

    در واقع, او معّلم کودکستانی بوده، که و او نه تنها  کودکان را ی بلکه با سختگیرانه تمرین دادن آن ها را نیز کردن آنها را خیلی دوست داشته است.  
    In fact,she was a teacher of a kindergarten and she likes not only children but also harshly training them.



    ?بابت این قضیه/به خاطر این، حالا او به جای از بچه ها، گربه امان را تمرین می دهد/آموزش می دهد می کند
    Given this, now she train our cat instead of children?

    (sorry,the picture of the cat and her room coming next time.)

     

     

    Good job Naoko

    I'm eager to see Bita's pic :)

    خاله ام عاشق گربه امان است.هست

     

     خاله ام، خواهر کوچک مادرم و مجرد است.
    My aunt is my mother's younger sister and a celibate.

    گربه امان سرزنده و بی خیال بی فشار است، به همین دلیل این خاله ام هر روز او همراه با آن بازی می کند
    Our cat is lively and free of stress because she plays with it everyday.

     

    بی فشار is not a common adjective for a cat. According to "free of stress" I think بی خیال is a better choice. It's my preference.

     

    او is not wrong here. It refers to your aunt, but I think خاله ام is better. Coz the reader might be confused with the pronouns.

     

     

     

     

     

     


    از دو شنبه تا جمعه، کارش در حدوده ساعت شش بعد از ظهر به پایان می رسد/تمام می شود. پایین می رسید، بعد او بر می گردد و با بیتا(اسم گربه مان) بازی می کند.
    From Monday to Friday,her work finishes about 6 o'clock in the afternoon,then she comes back and plays with Bita(the cat's name).

    .او در شنبه و یک شنبه که روزهای  تعطیل اوست، ,وقت بیشتری برای بیتا بیشتر وقت ها دارد 
    On Saturday and Sunday, which her holidays,she has more time for Bita.

     

     

    Write the verb in the end of sentence.

     

    By the way "Bita" is girl name in Persian too :D

    It means unique.

     

     

     

     

     

     


    او حتی برای به بیتا یک اتاق داده است که در دوران کودکیم من اتاق من ام بود

    و بعد از آن مدت بالا تا به تازگی انبار گرد و خاک گرفته ای ی شد".

    According to your En note, this sentence must be correct. But it seems unnatural.

    How is this one?

    و از آن مدت به بعد، به انبار گرد و خاک گرفته ای تبدیل شد.
    She even gave a room for Bita. That was my room in in my childhood and after that period , until very recently a dusty warehouse.

     

     

     

     

     

     


     هنگام بازیشان،  بیتا گاهی فعال نمی شود. 

    When they are playing, Bita sometimes becomes inactive.

     

    In this sentence "بیتا گاهی فعال نمی شود" You have written a negative verb (نمی شود)

    And an adjective "فعال"

    Sometimes for writing better sentences, you can use the opposite of ex-adjectives or verbs, instead.

     

    For example:

    هنگام بازیشان، بیتا گاهی دمغ می شود.

    هنگام بازیشان بیتا گاهی کسل می شود.

    دمغ = gloomy

    کسل=weary

     

    It is the same about some verbs.

    For example you can say "She leaves" or "She doesn't stay"

    Or in your later sentences: او بازی را تمام نمی کند or او بازی را قطع می کند/او بازی را نصفه رها می کند

    I don't know could I make it clear or not?

     

     

     

     

    خاله ام عاشق گربه امان هست

     خاله ام خواهر کوچک مادرم و مجرد است.
    My aunt is my mother's younger sister and a celibate.

    گربه امان سرزنده و بی فشار بدون اضطراب است به دلیل این به همین دلیل هر روز او همراه با آن بازی می کند
    Our cat is lively and free of stress because she plays with it everyday.

    از دو شنبه تا جمعه، کارش در حدوده ساعت شش بعد از ظهر پایین می رسید به پایان می رسد (تمام می شود)، بعد او بر می گرد برمی گردد و با بیتا(اسم گربه) بازی می کند.
    From Monday to Friday,her work finishes about 6 o'clock in the afternoon,then she comes back and plays with Bita(the cat's name).

    .او در شنبه و یک شنبه که تعطیل تعطیلات او است، بیشتر برای بیتا وقت ها دارد برای بیتا
    On Saturday and Sunday, which her holidays,she has more time for Bita.

    او ختی حتی برای به بیتا یک اتاق داده است که در دوران کودکی من اتاق ام بود و بعد از آن مدت بالا تا به تازگی مدتی پیش انباری خاکی بود.
    She even gave a room for Bita. That was my room in in my childhood and after that period , until very recently a dusty warehouse.

     هنگام بازیشان، بیتا گاهی فعل نمی شود. بی حال و بی فعالیت می شود.  
    When they are playing, Bita sometimes becomes inactive.

    در همین حال، خاله ام بازیشان را به سادگی انجام نمی دهيد تمام نمی کند و به بیتا گریه می دهد فریاد می زند و می گوید " ببین! در اینجا ختی حتی یک مرغ قرار دارد!"  یک چوب با پر مرغ به در بازیشان استفاده شده است.می شود
    In this situation,my aunt simply does not finish their game and cryes" Look! Here exists even a chicken !" A stick with chicken feather is used on the game.

    معمولا، او در تا حدوده یک ساعت یک بازیشان را ادامه می دهد.
    Usually,she continues the playing for about one hour.

     مادرم حدس می زند که خواهرش خیلی قبلا مدت ها قبل اپراتور تلفنی نبود. 
    My mother guesses that ,long ago,her sister was not a telephone operator.

    در واقع, او معّلم یک کودکستانی بود و او نه تنها کودکانی و ختی بلکه با سفتگیر زیاد تمرین کردن با آنها (آموزش دادن به آن ها) را خیلی دوست داشت.دارد  
    In fact,she was a teacher of a kindergarten and she likes not only children but also harshly training them.

    بابت این قضیه با وجود این (با توجه به این)، حالا او به جای از بچه ها، با گربه امان را تمرین می کند (به گربه مان آموزش می دهد؟)
    Given this, now she train our cat instead of children?

    (sorry,the picture of the cat and her room coming next time.)

    Write a correction

    Please enter between 25 and 8000 characters.

     

    More notebook entries written in Persian (Farsi)

    Show More