Site Feedback

من می خواهم از جمله شیرینییهای دوست دارم را به شما نشان دهم.

من می خواهم از جمله شیرینییهای دوست دارم را به شما نشان دهم. شیرینی عکس پایین با استفاده از سیب زمینی شیرین ساخته شده بود.
I want to introduce one of my favorite sweets to you.

هر زمستان پدر بزرگم آنها را می سازد ولی امسال من به او کمک کردم. درست کردن این خوراکی اصلا اشکال ندارد اما هنگامی که سیب زمینی شیرین را قطع کنم که تمرکز ذهنم مهم است بنابرین آن بعد از با بخار پفت به سادگی می شکست.
Every winter my grandfather makes them but this year I helped him. Making this kind of food is not difficult at all. However when cut a sweet potato concentration is important because being boiled they are easily break.

ما بهش خوراکی شیرین لقب " خیگاسی یاما" را داده ایم یعنی کوه شرق است.
ٌWe call it “higashi yama(That means “east mountain”).

او آن را روی پشته بام ماسیسنش خشک می کند.
روزی که ما شام را می خوردیم، پدر بزرگم ناگهان اعتراف کرد:
"من امروز همراه خیگاسی یاما به سوپرماکت رفتم.... برداشتن آنها از روی ماسینم فراموش کرده بودم."
او حتی گفت که به این واقع متوجه نشده بود تا به خانهش برگشت.
He dries them on the top of his car.
One day he unexpectedly professed” Today I went to the supermarket with Higashi yama… I forgot to remove them out of the roof of my car.” He even said that he hadn’t noticed that fact until he came back home.

وقتی او این اتفاق را دانست، مادر بزرگم ذهنش آشفته بود و از سلامت مغز همسرش شک داشت. اما هر اعضا هانواده ام واقعا تخفیف دادیم زیرا که تصادف رانندگی به هیچ وجه ندارد.
When she knows that, my grandmother disordered and suspected his brain’s health. But all of the family members really relieved to the fact that there was no traffic accident.

Share:

 

6 comments

    Please enter between 0 and 2000 characters.

     

    Corrections

    من می خواهم از جمله(یکی از) شیرینییهای (مورد علاقه ام ) دوست دارم را به شما نشان دهم.

    من می خواهم از جمله (یکی از) شیرینییهای دوست دارم (مورد علاقه ام) را به شما نشان دهم. شیرینی عکس(زیر تصویر شیرینی است که) پایین با استفاده از سیب زمینی شیرین (تهیه) ساخته شده (است) بود.
    I want to introduce one of my favorite sweets to you.

    هر زمستان پدر بزرگم (هر زمستان به تنهایی) آنها را (می پزد)می سازد ولی امسال من(هم) به او کمک کردم. درست کردن این خوراکی(بسادگی تهیه می شود) اصلا اشکال ندارد اما (شرط مهم ,) هنگامی که سیب زمینی شیرین را(برش می دهیم) قطع کنم که(داشتن) تمرکز ذهنی م مهم است (چون) بنابرین آن بعد از با بخار(پز شدن , سیب زمینی ها ) پفت به سادگی(می شکنند) می شکست.
    Every winter my grandfather makes them but this year I helped him. Making this kind of food is not difficult at all. However when cut a sweet potato concentration is important because being boiled they are easily break.

    ما (به ان میگوییم: هیگاشی یاما) بهش خوراکی شیرین لقب " خیگاسی یاما" را داده ایم یعنی کوه شرقی است.
    ٌWe call it “higashi yama(That means “east mountain”).

    او(پدر بزرگم) آنها را روی (سقف ماشینش) پشته بام ماسیسنش خشک می کند.
    روزی که ما(یک شب هنگام خوردن) شام را می خوردیم،(ناگهان) پدر بزرگم ناگهان اعتراف کرد:
    "من امروز همراه (با) خیگاسی(هیگاشی) یاما به سوپرماکت رفتم.... برداشتن(چون فراموش کرده بودم) آنها (را) از روی ماسینم (سقف ماشینم بردارم) فراموش کرده بودم."
    او حتی گفت که(تا هنگام برگشتن به خانه هم, متوجه این قضیه نشده است) به این واقع متوجه نشده بود تا به خانهش برگشت.
    He dries them on the top of his car.
    One day he unexpectedly professed” Today I went to the supermarket with Higashi yama… I forgot to remove them out of the roof of my car.” He even said that he hadn’t noticed that fact until he came back home.

    وقتی او(مادر بزرگم) این اتفاق را (فهمید)دانست، مادر بزرگم ذهنش آشفته (شد) بود و از(نسبت به) سلامت (ذهنی) مغز همسرش شک (کرد) داشت. اما هر(ولی در واقع همه) اعضا (خانواده) هانواده ام واقعا تخفیف دادیم (از اینکه تصادفی رخ نداده است خوشحال بودند)زیرا که تصادف رانندگی به هیچ وجه ندارد.
    When she knows that, my grandmother disordered and suspected his brain’s health. But all of the family members really relieved to the fact that there was no traffic accident.

     

     

    ** موفق باشی.

    من می خواهم یکی از شیرینیهای مورد علاقه ام را به شما معرفی کنم.

    من می خواهم یکی از شیرینیهای مورد علاقه ام را به شما معرفی کنم. عکس پایین،شیرینی را نشان میدهد که با استفاده از

    سیب زمینی شیرین تهیه شده است.
    I want to introduce one of my favorite sweets to you.

    هر زمستان پدر بزرگم آنها را می پزد ولی امسال من هم به او کمک کردم. پختن این خوراکی اصلا مشکل نیست به غیر از

    هنگامی که سیب زمینی شیرین را قطعه قطعه می کنم باید زیاد دقت کنم

    ،چرا که ممکن است هنگام بخار پز شدن بسادگی بشکنند.
    Every winter my grandfather makes them but this year I helped him. Making this kind of food is not difficult at all. However when cut a sweet potato concentration is important because being boiled they are easily break.

    ما به این خوراکی شیرین" خیگاسی یاما" می گوییم که به معنی کوه شرقی است.
    ٌWe call it “higashi yama(That means “east mountain”).

    او آنها را روی سقف ماشینش خشک می کند. 
    یک روز که ما مشغول شام خوردن بودیم پدر بزرگم ناگهان اعتراف کرد که:
    "من امروز همراه خیگاسی یاما به سوپرماکت رفتم.... فراموش کرده بودم،

    که آنها را از روی سقف ماشین بردارم."
    او گفت که حتی تا موقع برگشت به خانه اش هم متوجه این موضوع نشده بود .
    He dries them on the top of his car.
    One day he unexpectedly professed” Today I went to the supermarket with Higashi yama… I forgot to remove them out of the roof of my car.” He even said that he hadn’t noticed that fact until he came back home.

    وقتی مادربزرگم این موضوع را فهمید، پریشان شد و به سلامت مغزی همسرش شک کرد. اما  در واقع همه ی اعضای خانواده ام از اینکه تصادفی رخ نداده بود خوشحال بودیم.
    When she knows that, my grandmother disordered and suspected his brain’s health. But all of the family members really relieved to the fact that there was no traffic accident.


    او حتی گفت که به این واقع متوجه نشده بود تا به خانهش برگشت.

    او حتی گفت، زمانی متوجه این واقعه شد، که به خانه اش رسیده بود.


    وقتی او مادربزرگم از این اتفاق با خبر شد را  دانست، مادر بزرگم ذهنش آشفته شد بود و از به سلامت مغز همسرش شک داشت کرد.

     

    اما هر همه ی/بقیه ی اعضای خانواده ام واقعا تخفیف دادیم به او تسلی دادند زیرا که دست کم تصادف رانندگی رخ نداده بود. به هیچ وجه ندارد

     

    اما بقیه ی اعضای خانواده ام، خوشبینانه تر به واقعه نگاه کردند، زیرا که دست کم تصادف رانندگی رخ نداده بود.

    (دست کم = at least)

     

    I didn't inderstand your mean by "releive" exactly. I wrote two thoughts and don't know they are right or not. :)

     

    And I preferd to write "بقیه ی اعضای خانواده ام" instead of "همه ی اعضای خانواده ام" . Coz I guessed it doesn't include your grandma. Am I right?

     

     

     

    Good luck Naoko.

    :)

    من می خواهم شیرینی مورد علاقه ام را به شما نشان دهم 

    من می خواهم یکی از شیرینی های مورد علاقه ام را به شما نشان دهم/معرفی کنم

     

     

     

     

     

     

     

    این شیرینی که درعکس پایین/زیر  می بینید، با استفاده از سیب زمینی شیرین ساخته شده است. بود
    هر زمستان پدر بزرگم آنها را می پزد سازد ولی. امسال من هم به او کمک کردم. درست کردن این خوراکی اصلا سخت/مشکل  اشکال ندارد نیست. اما هنگامی که سیب زمینی شیرین را قطع می کنم لازم است که خوب تمرکز کنم  که تمرکز ذهنم مهم است بنابرین آن وگرنه بعد از با بخارپز شدن پفت به سادگی می شکند ست.

    We don't use the verb  ساختن for foods. But درست کردن is correct. However "پختن" is more commen than it. But for the foods that don't need to heat we just use درست کردن and پختن is wrong. Salads for example.

     

    both are correct

    من نهار می پزم

    من نهار درست می کنم

     

    second one is wrong

    من سالاد درست می کنم

    من سالاد می پزم

     

     

     

     

     

     

     


    ما به این ش خوراکیِ شیرین، لقب " هیگاسی یاما" را داده ایم. یعنی به معنی کوه شرق است.

     

    او آن را روی پشته بام سقف ماشینش ماسیسنش خشک می کند


    روزی یک روز که ما شام را می خوردیم/مشغول شام خوردن بودیم،

    پدر بزرگم ناگهان اعتراف کرد که:
    من امروز همراه/با هیگاسی یاما به سوپرماکت رفتم....

     

    برداشتن آن ها از روی ماشینم را فراموش کرده بودم

    or the better one:

    فراموش کرده بودم آن ها را از روی ماشینم بردارم

     

    In sentences like this one, if we don't use infinitives like "برداشتن" , the sentence will be more fluent.

     

     

    Plz follow the next correction too. :)

     

     

     


    وقتی او (از) این اتفاق را دانست(فهمید، مطلع شد، مادر بزرگم ذهنش آشفته بود شد و از به سلامت مغز همسرش شک داشت کرد. اما هر (خیال) همه اعضا خانواده ام واقعا تخفیف دادیم آسوده شد زیرا که(هیچ) تصادف رانندگی ( به هیچ وجه) رخ نداده بود ندارد

    Write a correction

    Please enter between 25 and 8000 characters.

     

    More notebook entries written in Persian (Farsi)

    Show More