Site Feedback

می خواهم در مورد سفر به چین به تازگی بنویسم.(بخش یکم)

 

می خواهم در مورد سفر به چین به تازگی بنویسم.(بخش یکم)

مسافرت به چین به من و مادرم بسیار خوش و بی خیال گذشت.
این بار ما به دالیان، منطقه ی ساحلی شمال کشور دید و بازدید می کردیم.
چون هتل مان در یکی از مرکز خرید عظیم ها واقع بود. به ساده گی سوپرمارکت ها، رستوران ها، و مدرسه ی یادگیریی زبان چینیم توانستم بروم.
در سوپرمارگت ها انواع مختلفی میوه های گرمسیریی بزرگ نشان داده اند.
علیرغم اینکه دالیان، این شهر در شمال چین وجود دارد، آنها همچنین مانند بقیه ی میوه های غیر گرمسیری ارزان بودند.
به این دلیل واقعا تعجب خوردم.
ما طبقه ی تمام مورد خوراکی را خیلی دوست داشتیم که داخل یکی از سوپرمارکت ها قرار داشت.
یک روز، من در آنجا "ببینباب"، غذای کره ای که مورد محبوبم را سفارش کردم. سپس چیزی که به نظرم غیر عادی رخ داد.
"افسوس... ببنباب با تخم مرغ سرخ شده آمد!"
چون دانسته ام که ببنباب واقعی با استفاده از تخم مرغ خام درست شده است. مشکوک کردم و به سرعت معلمم در مدرسه ی متالعه ی زبان چینی پرسیدم.
" صبخ بخیر. افسوس...... دیشب بطور غیر منتظره روی ببنباب تخم مرغ سرخ شده وجود داشت...چرا؟"
او سرش تکان می داد و پاسخ داد" آره، مردم چینی به خوردن تخم مرغ خام عادت نکرده اند."

قرار بود که درس خواندن در آنجا هر روز دو ساعت بود و آن مدرسه ی کوچک در طبقه ی بیست و یکم یکی از ساختمان های اداری واقع بود.

(می خواهم در متن دیگر در باره ی این سفر دقیقتر بنبیسم. عکس پایینی هتلی که ماندیم را نشان داد. سالنش به دو عروسک گاو آراسته بود! )

Share:

 

1 comment

    Please enter between 0 and 2000 characters.

     

    Corrections

    می خواهم در مورد سفر به چین به تازگی بنویسم.(بخش یکم)

    می خواهم در مورد(درباره) سفری(که اخیرا) به چین(داشته ام) به تازگی بنویسم.((قسمت اول)بخش یکم)

    مسافرت به چین به من و مادرم (مسافرت به چین بدون هیچ دردسری)بسیار خوش و بی خیال گذشت.
    این بار ما به دالیان، منطقه ی ساحلی شمال کشور(چین رفتیم) دید و (از انجا)بازدید می کردیم.
    چون هتل مان در یکی از مرکز(میادین بزرگ) خرید (شهر)عظیم ها واقع بود. به ساده گی (بهمین خاطر براحتی به)سوپرمارکت ها و رستوران ها(دسترسی داشتیم)، و(من توانستم به) مدرسه (اموزش)ی یادگیریی زبان(چینی ماندارینم) چینیم توانستم بروم.
    در سوپرمارگت ها انواع مختلفی میوه های(بزرگ) گرمسیری (در ویترین سوپرمارکت ها وجود داشت)ی بزرگ نشان داده اند.
    علیرغم اینکه (شهر)دالیان، این شهر در شمال چین(است ولی) وجود دارد، آنها همچنین مانند بقیه ی میوه های غیر گرمسیری ارزان بودند.
    به این (همین خاطر خیلی)دلیل واقعا تعجب (کردم)خوردم.
    ما (از )طبقه ی تمام مورد (مخصوص)خوراکی ها را خیلی دوست داشتیم که داخل (در)یکی از سوپرمارکت های( بزرگ انجا بود خیلی خوشمان امد) قرار داشت.
    یک روز، من در آنجا "ببینباب"، غذای کره ای که مورد محبوبم (مورد علاقه ام بیپیبپام)را سفارش (دادم)کردم. سپس چیزی که به نظرم غیر عادی(بود) رخ داد.
    "افسوس(اوه خدای من)... ببنباب با تخم مرغ سرخ شده ?!آمد!"
    چون دانسته ام(می دانستم) که ببنباب واقعی با استفاده از تخم مرغ خام درست(میشود) شده است. مشکوک (شدم و بهمین خاطر)کردم و به سرعت ( انروز بلافاصله در شروع کلاس از)معلمم در مدرسه (اموزش)ی متالعه ی زبان چینی پرسیدم.
    " صبخ بخیر. (با عرض معذرت,یک سوال داشتم)افسوس...... دیشب بطور غیر منتظره ای روی ببنبابی ( که سفارش داده بودم)تخم مرغ سرخ شده (بود)وجود داشت...چرا؟"
    او سرش(را) تکان می داد و پاسخ داد" آری ه، مردم چین ی به خوردن تخم مرغ خام عادت (ندارند)نکرده اند."

    قرار بود که درس خواندن در آنجا هر روز دو ساعت بود و آن(مدرسه ما) مدرسه ی کوچکی در طبقه ی بیست و یکم یکی از ساختمان های اداری واقع (بود و ما طبق برنامه روزی دو ساعت در انجا درس می خواندیم)بود.

    (می خواهم در متن دیگر(بعدی) در باره ی این سفر دقیقتر(بنویسم) بنبیسم. عکس پایینی هتلی(که در ان بودیم نشان می دهد) که ماندیم را نشان داد. سالنش(با) به دو عروسک گاو(تزیین شده) آراسته بود! )

     

     

    ** موفق باشی.

    سپس چیزی که به نظرم غیر عادی رخ داد.
    سپس متوجه چیزی غیرعادی شدم.


    "افسوس چی؟... ببنباب بیبیمباپ با تخم مرغ سرخ شده آمد!"

     

    دانسته ام چون از قبل می دانستم که ببنباب بیبیمباپ واقعی با استفاده از تخم مرغ خام درست می شود، شده است. مشکوک شک کردم و به سرعت از معلمم در مدرسه ی مطالعه ی زبان چینی پرسیدم.

     

    " صبخ بخیر. افسوس...... دیشب بطور غیر منتظره  روی ببنباب بیبیمباپ، تخم مرغ سرخ شده وجود داشت...چرا؟"

     

    بطور غیر منتظره is a bit exaggerated here.



    او در حالی که سرش را تکان می داد و، پاسخ داد

     

    " آره بله، مردم چین ی به خوردن تخم مرغ خام عادت ندارند نکرده اند."

    "آره، چینیا عادت ندارن تخم مرغو خام بخورن

    Well, your note is a formal note, so you should use formal words. آره is informal.

    But this sentence is a reported speech, in this case(reported speech) you can write it orally(informal), so the sentence which I wrote in green is correct too.



    قرار بود که درس خواندن در آنجا هر روز دو ساعت درس بخوانیم. بود و آن مدرسه ی کوچک در طبقه ی بیست و یکمِ یکی از ساختمان های اداری واقع بود.

     

    می خواهم در متن دیگر درباره ی این سفر دقیق تر بنویسم بنبیسم. عکس پایین ی هتلی را که در آن اقامت داشتیم، نشان می دهد. ماندیم را نشان داد.

    سالنش به دو عروسک گاو آراسته بود)

     

     

     

     

    You have a rich vocabulary Naoko :) I think u just need to practice tenses, more.

    I'm eagar to read your next note

    Good luck

    می خواهم در مورد سفر اخیرم به چین به تازگی بنویسم.(بخش یکم)

     

     

     

     

     مسافرتمان به چین، سفری بدون استرس بود و به من و مادرم بسیار خوش و بی خیال گذشت

     

    بی خیال گذشت is not right use, also بی خیال is an adjective for humans & animals, so you can't write "سفر بی خیال"

     

     

     


    این بار ما به دالیان، منطقه ای ساحلی در شمال کشور، را دیدیم و بازدید می کردیم.

    Or

    این بار ما به دالیان، منطقه ای  ساحلی، در شمال کشور رفتیم

    Or

    این بار ما در دالیان، منطقه ای ساحلی، در شمال کشور به گردش پرداختیم



    Look at : دالیان ، منطقه ای ساحلی ، در شمال کشور

    I put منطقه ای ساحلی between two commas. In Persian we call it "بدل" 

    بدل gives more information about the noun that you have written, and if we delete بدل the sentence won't be wrong


    Another example:
    من با نائوکو ، دانشجوی ژاپنی، صحبت کردم

    If I delete بدل the sentence will be still right:

    من با نائوکو صحبت کردم

     

     

     


    چون هتل مان در یکی از مراکز خرید عظیم ها واقع بود. می توانستم به سادگی به سوپرمارکت ها، رستوران ها، و مدرسه ی یادگیری زبان چینی بروم   توانستم بروم


    در سوپرمارکت ها انواع مختلفی از میوه های گرمسیری بزرگ وجود داشت. نشان داده اند


    علیرغم اینکه دالیان، این شهر در شمال چین وجود قرار دار (واقع است)،  میوه های گرمسیری در آنجا آنها همچنین مانند بقیه ی میوه های غیر گرمسیری ارزان بودند.


    به این دلیل واقعا تعجب کردم خوردم.


    ما طبقه ی تمام مورد  مواد خوراکی را خیلی دوست داشتیم که داخل یکی از سوپرمارکت ها قرار داشت، خیلی دوست داشتیم.

     


    یک روز، من در آنجا "بی بیمباپ"، غذای کره ای که مورد محبوبم،(مورد علاقه ام) را سفارش دادم کردم.

     

    According to your English note بیبیمپاب must be right

     

     




    می خواهم در مورد سفر اخیرم به چین به تازگی بنویسم.(بخش یکم)

    یا

    می خواهم در مورد سفری که به تازگی به چین داشته ام بنویسم.

    مسافرت به چین، به من و مادرم بسیار خوش و بی خیال گذشت.
    این بار ما به از دالیان، منطقه ی ساحلی شمال کشور (چین) ، دید و بازدید دیدن می کردیم.
    چون هتل مان (هتل ما) در یکی از مراکز خرید عظیم ها (بزرگ) واقع بود، به ساده گی به سوپرمارکت ها، رستوران ها، و مدرسه ی یادگیریی یادگیری زبان چینی ام توانستم بروم.

    ( توانستم / می توانستم به سادگی / به راحتی به سوپرمارکت ها، رستوران ها و مدرسه ی یادگیری زبان چینی ام بروم. )
    در سوپرمارکت ها انواع مختلفی از میوه های گرمسیریی گرمسیری بزرگ نشان داده اند وجود داشت.

     

    "نشان داده شدن " is not incorrect but it's not the best verb for this sentence ( in translation of your English sentence )


    علیرغم اینکه شهر دالیان، این شهر در شمال چین وجود دارد (واقع شده است)، آنها ( میوه های گرمسیری ) همچنین هم مانند ( مثل ) بقیه ی میوه های غیر گرمسیری، ارزان بودند.
    به این دلیل ( به همین دلیل / به همین خاطر ) واقعاً تعجب خوردم کردم.
    ما طبقه ی تمام مورد خوراکی را خیلی دوست داشتیم که داخل یکی از سوپرمارکت ها قرار داشت را خیلی دوست داشتیم.
    یک روز، من در آنجا "ببیمباب"، غذای کره ای که مورد محبوبم ( مورد علاقه ام ) را سفارش کردم دادم.

     

    سپس چیزی که به نظرم غیر عادی بود رخ داد.
    "افسوس... ببنباب با تخم مرغ سرخ شده آمد!"

     

    due to your English sentece, the translation would be like this:

    یک روز وقتی " بیبیمباپ " غذای کره ای مورد علاقه ام / محبوبم را سفارش دادم، اتفاق غیر عادی ای رخ داد / افتاد. " چی؟! تخم مرغ روی بیبیمباپ خام نیست! "


    چون دانسته ام می دانم که بیبیمباپ واقعی با استفاده از تخم مرغ خام درست شده است می شود. مشکوک شدم / شک کردم و به سرعت ( خیلی زود / سریعاً ) از معلمم در مدرسه ی مطالعه ی زبان چینی پرسیدم.
    " صبخ بخیر. افسوس...... دیشب بطور غیر منتظره روی ببنباب تخم مرغ سرخ شده وجود داشت که (برای من) خیلی غیر منتظره بود ...چرا؟"
    او سرش را تکان می داد و پاسخ داد" آره ( بله )، مردم چینی به خوردن تخم مرغ خام عادت نکرده اند ندارند."

    قرار بود که درس خواندن در آنجا هر روز دو ساعت بود باشد ( برنامه ی درس خواندن در آنجا، دو ساعت در روز بود ) و آن مدرسه ی کوچک در طبقه ی بیست و یکم یکی از ساختمان های اداری واقع شده بود.

    (می خواهم در متن دیگر ( متنی دیگر / متن دیگری ) در باره ی این سفر دقیق تر بنویسم. عکس پایینی ( پایین ) هتلی که ماندیم در آن اقامت داشتیم را نشان داد می دهد ( هتلی که در آن می ماندیم را نشان می دهد ). سالنش به دو عروسک گاو آراسته بود! )

     

     

    Wow! Great as always! :) I was really interested to know that how your trip was, and now, I've got my answer :)

    Here are some points and hints for you in the comments!! :)

     

    می خواهم در مورد سفر اخيرم به چین به تازگی بنویسم.(بخش یکم

    و يا

    مي خواهم در مورد سفري كه به تازگي به چين داشتم بنويسم.

    مسافرت به چین به من و مادرم بسیار خوش و بی خیال گذشت.
    این بار ما به  از دالیان، منطقه ی ساحلی شمال کشور دید و بازدید ديدن می کردیم

    نكته  :

    ديد و بازديد  يعني هم شما آنها را ديديد و هم آنها شما را ديدند و در مورد دو انسان بكار مي رود.

    در اينجا چون شما در مورد يك محل مي نويسيد بايد از  بازديد كردن يا ديدن كردن استفاده كنيد
    چون هتل مان در یکی از مرکز مراكز خرید عظیم ها (لطفا صفت را جمع نكنيد) واقع بود. به ساده گی توانستم به سوپرمارکت ها، رستوران ها، و

    like english, after "one of" "يكي از" we use plural form.

    in persian when you want to describe various thing using adjective, you have to use plural form of the noun but singular form of adjective. on the other word, just a single adjective can explain lots of noun.

    مدرسه ی یادگیریی زبان چینیم توانستم بروم.
    در سوپرمارگت ها انواع مختلفی مختلف میوه های گرمسیریی بزرگ نشان داده اند وجود داشتند. يا نشان داده شده بودند .
    علیرغم اینکه دالیان، این شهر در شمال چین وجود دارد، آنها همچنین مانند بقیه ی میوه های غیر گرمسیری ارزان بودند.
    به این دلیل واقعا تعجب خوردم كردم .
    ما طبقه ی تمام مورد مواد خوراکی را خیلی دوست داشتیم که داخل یکی از سوپرمارکت ها قرار داشت خیلی دوست داشتیم.
    یک روز، من در آنجا "ببینباب"، غذای کره ای که مورد محبوبم يا مورد علاقه ام را سفارش کردم دادم. سپس چیزی که به نظرم غیر عادی بود رخ داد.
    "افسوس... ببنباب با تخم مرغ سرخ شده آمد!"
    چون دانسته ام که ببنباب واقعی با استفاده از تخم مرغ خام درست شده است. مشکوک کردم شدم يا شك كردم و به سرعت از معلمم در مدرسه ی متالعه ی مطالعه زبان چینی پرسیدم.
    " صبخ بخیر. افسوس...... دیشب بطور غیر منتظره روی ببنباب تخم مرغ سرخ شده وجود داشت...چرا؟"
    او سرش را تکان می داد و پاسخ داد" آره، مردم چینی مردم چين يا چيني ها به خوردن تخم مرغ خام عادت نکرده اند

    like your beautiful mother tongue there are lots of prepositions in persian."

    when you want to describe the "object" of sentence (here سرش ) please use "را"

    قرار بود که درس خواندن در آنجا هر روز دو ساعت بود باشد و آن مدرسه ی کوچک در طبقه ی بیست و یکم یکی از ساختمان های اداری واقع بود.

    (می خواهم در متن دیگر در باره ی این سفر دقیقتر بنبیسم بنويسم. عکس پایینی يا عكس زير هتلی که ماندیم در آنجا اقامت داشتيم يا در آنجا بوديم را نشان داد. سالنش به دو عروسک گاو آراسته بود! )

    Write a correction

    Please enter between 25 and 8000 characters.

     

    More notebook entries written in Persian (Farsi)

    Show More