Site Feedback

من کتاب و مجله با هم مقایسه می کنم.(بخش دوم)

 

من کتاب را نسبتا از مجله بیشتر دوست دارم به دلایل پایین.

علیرغم اینکه یک کتاب از فصل ها و بخش ها تشکیل شده است، ماننده واژه های مشابهِ ی ، معمولا نویسنده ای کتابی نظر خود را در متنش مکرر می نبیسد. فکر می کنم که در چنین پدیده عنصر بی شناختی هم موثر بوده اند. زیرا نویسنده ای کتبی در حین نوشتن متن طولانی شاید خیلی  خسته باشند.
البته مقالات در یک مجله یک به یک بینش خود مختلفی دارند. بنابرین می توانم در حین خواندن مجله نظرات بیشتر  پیدا کنم.
اما اگر بدون تکرار مثل کتاب ضخیم، اندیشه های نویسندگانی به مغزم به آسانی نمی آمدند. فراموش کرده ام. سپس مثل اینکه خواندن چند بار برایم ضروریست. عراوه بر همین، فکر می کنم که در مقاله کوتا کمی فضای برای عنصر بی شناختی وجود دارند.

I like books rather than magazines because of the following reasons.
Although a book consists of chapters and sections, similar to using same words a writer of a book write his opinion repeatedly in the text. I think that some non-cognitive element could also influencial in such a phenomenon. Because a book writer will probably be exhausted during writing a very long text.
Of course the articles on a magazine have different insights one by one respectively. So while reading a magazine I can find more opinions.
But without repetition like books,the ideas of writers cannot easily come to my brain. I forget. So it is like that I have to read it several times. In addition to that, there seems to be little room to the elements of non-cognitive things to exist.

Share:

 

0 comments

    Please enter between 0 and 2000 characters.

     

    Corrections

    Your Sentence: من کتاب و مجله با هم مقایسه می کنم.(بخش دوم)

    Corrected: من کتاب و مجله را با هم مقایسه می کنم. ه

    LESSON: You know that "مقایسه می کنم" is a transitive verb, and all of them need an object and a "را" immediately after that. In this sentence, "کتاب و مجله" plays the role of the object.

    Ordinarily in a Farsi article talking about your subject, you can find the title of "مقایسه ی کتاب و مجله" which was already recommended by Blue Sky.

    ============================================

    Your Sentence: من کتاب را نسبتا از مجله بیشتر دوست دارم به دلایل پایین. ه

    Corrected judging by your Farsi sentence:

    من به دلایل زیر کتاب را از مجله نسبتاً بیشتر دوست دارم. ه

    Corrected judging by your English sentence:

    من به دلایل زیر کتاب را از مجله بیشتر دوست دارم. ه

    ============================================

    Your Sentence: علیرغم اینکه یک کتاب از فصل ها و بخش ها تشکیل شده است

    Corrected No.1: علیرغم اینکه یک کتاب از چند فصل و بخش تشکیل شده است، ه

    Corrected No.2: علیرغم اینکه یک کتاب از فصل ها و بخش های مختلفی تشکیل شده است، ه

    ============================================

    Your Sentence:

    ماننده واژه های مشابهِ ی ، معمولا نویسنده ای کتابی نظر خود را در متنش مکرر می نبیسد. ه

    Corrected:

    معمولاً نویسنده ی یک کتاب نظر خود را مثلاً در مورد واژه های مشابه، مکرر در متنش می نویسد. ه

    ============================================

    Your Sentence: فکر می کنم که در چنین پدیده عنصر بی شناختی هم موثر بوده اند. ه

    Corrected judging by your Farsi sentence:

    فکر می کنم که در چنین پدیده ای یک عنصر ناخودآگاه هم موثر بوده است. ه

    Corrected judging by your English sentence:

    فکر می کنم که در چنین پدیده ای یک عنصر ناخودآگاه هم می تواند موثر باشد. ه

    ============================================

    Your Sentence: زیرا نویسنده ای کتبی در حین نوشتن متن طولانی شاید خیلی خسته باشند

    Corrected: زیرا شاید نویسنده ی یک کتاب در حین نوشتن یک متن طولانی خسته شود. ه

    ============================================

    Your Sentence: البته مقالات در یک مجله یک به یک بینش خود مختلفی دارند. ه

    Corrected: البته مقالات یک مجله هر یک بینش های مختلفی دارند. ه

    ============================================

    Your Sentence: بنابرین می توانم در حین خواندن مجله نظرات بیشتر پیدا کنم

    Corrected: بنابرین می توانم در حین خواندن مجله نظرات بیشتری پیدا کنم. ه

    ============================================

    Your Sentence:

    اما اگر بدون تکرار مثل کتاب ضخیم، اندیشه های نویسندگانی به مغزم به آسانی نمی آمدند. فراموش کرده ام. ه

    Corrected:

    اما اگر مثل کتاب های ضخیم تکرار وجود نداشته باشد، اندیشه های نویسندگان را به آسانی به یاد نمی آورم. ه

    آنها را فراموش می کنم. ه

    ============================================

    Your Sentence: سپس مثل اینکه خواندن چند بار برایم ضروریست.

    Corrected judging by your Farsi sentence:

    بنابراین به نظر می رسد چند بار خواندن برایم ضروریست. ه

    Corrected judging by your English sentence:

    بنابراین به نظر می رسد باید آنها را چند بار بخوانم. ه

    ============================================

    Your Sentence:

    عراوه بر همین، فکر می کنم که در مقاله کوتا کمی فضای برای عنصر بی شناختی وجود دارند

    Corrected judging by your Farsi sentence:

    علاوه بر این، فکر می کنم که در مقاله های کوتاه فضای کمی برای عنصر ناخودآگاه وجود دارد. ه

    Corrected judging by your English sentence:

    علاوه بر این، به نظر می رسد فضای کمی برای عناصر ناخودآگاه وجود داشته باشد. ه

    Corrected judging by your English and Farsi sentence:

    علاوه بر این، فکر می کنم که در مقاله های کوتاه، احتمال حضور عناصر ناخوداگاه کم است. ه

    من کتاب و مجله(را) با هم مقایسه می کنم(مقایسه کتاب و مجله با هم - بخش دوم).(بخش دوم)

    من (به دلایل زیر)کتاب را نسبتا از مجله بیشتر دوست دارم به دلایل پایین.

    علیرغم (انکه)اینکه یک کتاب از فصل ها(فصول) و بخش های(مختلفی) تشکیل شده است، ماننده واژه های مشابهِ ی ، معمولا نویسنده ای کتاب ی نظر خود را(همانند واژه ها و کلمات  مشابه و یکسان ,) در متنش (تکرار می کند)مکرر می نبیسد. فکر می کنم که در چنین( ناخود اگاه نویسنده هم در وقوع این) پدیده  عنصر بی شناختی هم موثر(است) بوده اند. زیرا(ممکن است) نویسنده (کتاب)ای کتبی در حین نوشتن متن طولانی(خود) شاید خیلی  خسته (شده باشد)باشند.
    البته مقالات در یک مجله(نگرش ودیدگاه های) یک به یک بینش خود مختلفی (نسبت به هم)دارند. بنابرین می توانم(من) در حین خواندن مجله نظرات(با ارا و نظرات) بیشتری (اشنایی) پیدا می کنم.
    اما اگر بدون تکرار(ایده ها همانند انچه که در مورد کتابها گفتم) مثل کتاب ضخیم، اندیشه های نویسندگان (را براحتی نمی توانم به خاطر بسپارم)ی به مغزم به آسانی نمی آمدند. فراموش(می کنم و) کرده ام. سپس مثل اینکه ( انست که باید انرا چند بار بخوانم)خواندن چند بار برایم ضروریست. (علاوه بر این)عراوه بر همین، فکر می کنم که (مقالات کمی در مورد عنصر ناخود اگاه اشیا )در مقاله کوتا کمی فضای برای عنصر بی شناختی وجود داردند.

    I like books rather than magazines because of the following reasons.
    Although a book consists of chapters and sections, similar to using same words a writer of a book write his opinion repeatedly in the text. I think that some non-cognitive element could also influencial in such a phenomenon. Because a book writer will probably be exhausted during writing a very long text.
    Of course the articles on a magazine have different insights one by one respectively. So while reading a magazine I can find more opinions.
    But without repetition like books,the ideas of writers cannot easily come to my brain. I forget. So it is like that I have to read it several times. In addition to that, there seems to be little room to the elements of non-cognitive things to exist.

     

     

    ** موفق باشی.

    منکتاب و مجله با هم مقایسه می کنم.(بخش دوم)

    من کتاب را نسبتا از مجله بیشتر دوست دارم به دلایل پایین. من به دلایل زیر، کتاب را بیشتر از مجله دوست دارم

    علیرغم اینکه یک کتاب از فصل ها و بخش ها(یی) تشکیل شده است، ماننده مانند / مثل  استفاده از واژه های مشابهِ ی ( مشابه )، معمولا نویسنده ای ( نویسنده ی ) کتابی کتاب ( نویسنده ی کتاب / نویسنده ی یک کتاب ) نظر خود را در متنش مکرر می نبیسد به طور مکرر در متنش می نویسد ( به طور مکرر نظر خود را در متن می نویسد ). فکر می کنم که در چنین پدیده عنصر بی شناختی هم موثر بوده اند عناصر ناشناخته ( ناخواسته ) ای نیز می توانند در چنین پدیده ای، مؤثر باشند / اثر بگذارند. زیرا ممکن است نویسنده ی ( کتاب ) در حین نوشتن متنی طولانی شاید (خیلی) خسته باشد.
    البته مقالات در یک مجله ( مقالات یک مجله / مقالات موجود در یک مجله ) یک به یک بینش نگرش خود مختلفی دارند ( البته هر یک از مقالات یک مجله، نگرش های مختلفی دارند ). بنابراین می توانم در حین خواندن مجله نظرات بیشتری  پیدا کنم.
    اما اگر بدون تکرار مثل یک کتاب ضخیم ( مثل کتاب های ضخیم )، اندیشه های ( نظرات ) نویسندگانی نویسنده ها به مغزم به آسانی نمی آمدند را به راحتی به خاطر نمی آورم ( نظرات نویسنده ها را به راحتی به یاد نمی آورم. ). فراموش کرده ام می کنم. سپس پس مثل اینکه چندبار خواندن چند بار برایم ضروری است. علاوه بر این  همین، فکر می کنم که در مقالات کوتاه کمی فضای کمی برای عنصر بی شناختی ( ناخواسته ) وجود دارند ( در مقالات / مقاله ها، جای کمی برای عناصر ناخواسته / ناخودآگاه وجود دارد. ).

    Well done ^_^ But so so sorry, because I couldn't translate " non-cognitive " to Persian for a proper usage! But I think the words I used, are close to the exact meaning according to context!

    And one thing about the word " بینش ". this word is usually used for human beings. But the word " نگرش " is more proper ( eventhough it is often used for human beings, but it's more proper than last one!! :D )
    Your notes are getting better and better day by day! Keep on working! Take care :)

    naokoさん。この題名は面白い思います。ありがとう。いいテキストですけど、私はちょっと直します。

    naokoさん、ペルシャ語で "L"と"R"は、別な発音があります。ちょっと気をつけてください。

    私の考えてで、it depends on writer.私は本を書いたりぜんぜん疲れていません。本の題名は大切です。そして、作家の意見と作家の理由は大切だと思います。

    お疲れ様です。第3を待ってきます!

    من کتاب و مجله با هم مقایسه می کنم.(بخش دوم)

     

    من کتاب را نسبتا از مجله بیشتر دوست دارم به دلایل پایین. 

    من به دلايل زير مجله را از كتاب بيشتر دوست دارم.

    زير と پايين同じの意味ありますけど、使う方はちょっと違うデス。たとえば:

    テーブルの下に猫があります。  زير ميز گربه است.

    آپارتمان من در طبقه پايين است. 私のアパートは、したのかいあります。

    علیرغم اینکه یک کتاب از فصل ها و بخش ها تشکیل شده است، ماننده واژه های مشابهِ ی ، معمولا نویسنده ای کتابی نظر خود را در متنش مکرر می نبیسد. مي نويسد فکر می کنم که در چنین پدیده عنصر بی شناختی هم موثر بوده اند. است

    زیرا نویسنده ای کتبی كتاب در حین نوشتن متن طولانی شاید خیلی  خسته باشند باشد

    気をつけてください。 the verb of the sentence must be in accord with subject.
    here, you use نویسنده ای (singular) so the verb must be singular too.

    البته هر يك از مقالات در یک مجله یک به یک بینش هاي خود مختلفی دارند.

    respectively = به ترتيب

    i think that you wanted to say "each article" 

    each = هر

    بنابرین می توانم در حین خواندن مجله نظرات بیشتري را  پیدا کنم.

    اما اگر بدون تکرار مثل کتاب ضخیم، اندیشه های نویسندگانی به مغزم به آسانی نمی آمدند. نمي آيند. فراموش کرده ام.

    سپس مثل اینکه خواندن چند بار برایم ضروریست.

    (مثل اينكه (به نظر مي رسد) ضروري است (لازم است) چند بار تكرار كنم. (چند بار بخوانم  

    عراوه علاوه بر همین، اين فکر می کنم که در مقاله کوتا كوتاه کمی فضای برای عنصر بی شناختی وجود دارند.

    I like books rather than magazines because of the following reasons.
    Although a book consists of chapters and sections, similar to using same words a writer of a book write his opinion repeatedly in the text. I think that some non-cognitive element could also influencial in such a phenomenon. Because a book writer will probably be exhausted during writing a very long text.
    Of course the articles on a magazine have different insights one by one respectively. So while reading a magazine I can find more opinions.
    But without repetition like books,the ideas of writers cannot easily come to my brain. I forget. So it is like that I have to read it several times. In addition to that, there seems to be little room to the elements of non-cognitive things to exist.

    Write a correction

    Please enter between 25 and 8000 characters.

     

    More notebook entries written in Persian (Farsi)

    Show More