Site Feedback

تعطیلات بهاری امسال سریع به پایان می رسد

 

شرایطی به تازگی ام...تعطیلات بهاری امسال سریع به پایان می رسد

چون روزی روز به روز نزدیکتر شود که من باید به منطقه ا ی که دانشگاهم قرار دارد بر بگردم، ذهنم ناراحت شده است.
بنابراین نمی خواهم کارهای بیشتری را انجام می دهم.
ولی سر انجام فقط یک سال در مورد مطالعات در دانشگاهم هنوز ماننده است و بعد از آن مدت خواهد آذد کردم.

در همین شرایطی، من پس فردا همراه مادربزرگم و خاله ام به یک رستوران محل کار دایی ام خواهد رفتم و ناهار خوردم.
غذای آن رستوران ژاپنی خیلی خوب و همزمان ارزان است.
مشتاقانه منتظر هستم از رفتن آنجا.
با عرض معذرت، امروز وقت بیشتر ندارم بنابر این متن انگلیسی را نمی خواهم بنویسم.

(این دفعه شکل زیر از جمله گیاهان باغ ما را به شما نشان می دهد. هر سال مادرم و دایی ام آنها را می کاشتند و پدربزرگم آبرسان می کند.من هم بعضی وقتها با استفاده از آبیی که پس ار درست کردن چای آبرسان می کنم.در باغ ما لاله های بزرگ نیز وجود دارند. آنها خیلی خوشگله.)

Share:

 

0 comments

    Please enter between 0 and 2000 characters.

     

    Corrections

    ----------------------------------------------

    *Study (noun)

    (nouns: "تحصیل" , "درس" , "مطالعه")

    l. "تحصیل" has only one meaning: It refers to the period of time that you are an undergraduate student.

    ll. "مطالعه" also has only one meaning: It refers to the act of studying and learning a book, magazine, etc. But if you use it in plural form i.e. "مطالعات", it refers to a series of studies which means: research.

    lll. "درس" has some meanings: (these are the most important ones)

    1) It means "lesson" when it's in a book, like lesson one, two, etc. (درس اول، درس دوم، ...)

    2) It means "lesson" in an abstract meaning: a lesson of life (=درس زندگی), a lesson of experience (=درس تجربه)

    3) It means "تحصیل".

    Examples:

    At the end of this year, my study at the university comes to an end.

    >> در پایان امسال، درس من در دانشگاه به پایان می رسد. ه

    >> در پایان امسال، تحصیل من در دانشگاه به پایان می رسد. ه

    a long study >> یک مطالعه ی طولانی

    The study of English is interesting. >> مطالعه ی انگلیسی جالب است. ه

    Your Sentence:

    ولی سر انجام فقط یک سال در مورد مطالعات در دانشگاهم هنوز ماننده است و بعد از آن مدت خواهد آذد کردم.

    Note: Your sentence is understandable but that's not the right way to say it. If my guess is right, you wanted to say: "But after all, there's only one year of my studies at the university remaining, and after that time, I will be free. "

    Corrected:

    ولی فقط یک سال از درسم در دانشگاه باقی مانده است و بعد از آن آزاد خواهم شد. ه

    more politely>> ولی فقط یک سال از تحصیلم در دانشگاه باقی مانده است و بعد از آن آزاد خواهم شد. ه

    OR>>> ولی فقط یک سال از مطالعاتم در دانشگاه باقی مانده است و بعد از آن آزاد خواهم شد. ه

    LESSON: Whenever [مطالعات] is used to talk about a scientific matter, it often comes together with another word which is: [تحقیقات (=researches)]. In that case, they don't have much difference in the meaning and both mean "scientific researches".

    The usage of the English word "study" is a little different with Farsi. Look:

    *Study (verb):

    (verbs: "درس خواندن" , "مطالعه کردن" , "تحصیل کردن" , "خواندن")

    l. "مطالعه کردن" always means to study a book or sth like that and try to learn it's contents.

    ll. "تحصیل کردن" always means to go to school or uni for some years and finally graduate from there.

    lll. "درس خواندن" has the 2 meanings above. It depends on the sentence.

    lV. "خواندن" also has 2 meanings: 1) to read a piece of writing (loudly or quietly) 2)to study a book, etc.

    Examples:

    I study at school.

    >> من در مدرسه درس می خوانم. ه

    >> [more polietly]من در مدرسه تحصیل می کنم. ه

    My friend studies English literature at the university.

    >> دوست من در دانشگاه ، در رشته ی ادبیات انگیسی درس می خواند. ه

    >> دوست من در دانشگاه ، در رشته ی ادبیات انگیسی تحصیل می کند. ه

    I want to study at library.

    >> من می خواهم در کتابخانه درس بخوانم. ه

    >> من می خواهم در کتابخانه مطالعه کنم. ه

    Studying in a group is very useful.

    >> درس خواندن در یک گروه خیلی مفید است. ه

    >> مطالعه کردن در یک گروه خیلی مفید است. ه

    I like to study alone.

    >> من دوست دارم تنها درس بخوانم. ه

    >>من دوست دارم تنها مطالعه کنم. ه

    I study English every day.

    >> من هر روز انگلیسی مطالعه می کنم. ه

    >> [usually in Spoken Farsi] من هر روز انگلیسی می خوانم. ه

    I am studying Chemistry.

    >> من دارم شیمی مطالعه می کنم. ه

    >> [usually in Spoken Farsi] من دارم شیمی می خوانم. ه

    تعطیلات بهاری امسال (فکر می کنم تعطیلات بهار امسال )سریعتر (از همیشه در حال)به پایان (یافتن است)می رسد

    شرایطی به تازگی ام...تعطیلات بهاری(فکر می کنم تعطیلات بهار) امسال سریعتر(از همیشه در حال) به پایان(یافتن است) می رسد

    چون روزی روز به روز(با گذشت هرروز به روزی که) نزدیکتر شود که من باید به منطقه ا ی که دانشگاهم قرار دارد برگردم (نزدیکتر می شوم)بگردم، (فکرم)ذهنم ناراحت شده است.
    بنابراین نمی خواهم کار(زیادی)های بیشتری را انجام می دهم.
    ولی سر انجام فقط یک سال در مورد مطالعات(از درسم) در دانشگاه (باقی مانده)م هنوز ماننده است و بعد از آن (ازاد خواهم شد)مدت خواهد آذد کردم.

    در همین شرایطی(علاوه بر ان)، من(می خواهم) پس فردا همراه مادربزرگ م و خاله ام به یک رستوران محل کار دایی ام (رفته)خواهد رفتم و ناهار بخوردم.
    غذای آن رستوران (غذای)ژاپنی خیلی خوب و همزمان ارزانی(دارد) است.
    مشتاقانه منتظر(رفتن به انجا) هستم از رفتن آنجا.
    با عرض معذرت، امروز وقت (زیادی)بیشتر ندارم بنابر این متن انگلیسی را نمی خواهم ب نمی نویسم.

    (این دفعه شکل زیر از جمله گیاهان باغ ما را به شما نشان می دهد. هر سال مادرم و دایی ام آنها را می کاشتند(کاشته اند) و پدربزرگم به انها اب میدهدآبرسان می کند.من هم بعضی وقتها با استفاده از آبیی که پس ار درست کردن چای (باقی می ماند به انها اب می دهم)آبرسان می کنم.در باغ ما لاله های بزرگی نیز وجود دارند. آنها (بسیار زیبا هستند)خیلی خوشگله.)

     

    ** یک نکته را فراموش نکن. در فارسی استفاده از فعل "دارد" به شکل زیر غلط است .باید بجای اینکه بنویسی "او دارد می اید" بگویی "او در حال امدن است" موفق باشی..

    Your Sentence: تعطیلات بهاری امسال سریع به پایان می رسد ===> l00% correct!

    LESSON: In Farsi you can either say "تعطیلات بهاری" or "تعطیلات بهاره" as an equivalent for "Spring holidays". You may hear "تعطیلات نوروزی" instead of them a lot more, because it has a cultural background because of the name of "نوروز" which is an ancient custom.

    There are also some similar expressions, such as "فروش بهاره" which stands for "Spring sale" and is used on some boards in front of some shops in the streets. Those shops probably sell Spring products such as cloths, which are designed for the Spring season for example, or meybe have lower prices during Spring.

    Also at the beginning of each season, there are some temporary shopping centers which sell products suitable for each season. I call them "Spring fair" for example and in Farsi we

    call it "نمایشگاه فروش بهاره". l["فروش" simply means "sale"].

    You can easily replace the name of the season and learn these expressions as well: "تعطیلات تابستانی" or "تعطیلات تابستانه" or "فروش تابستانه" or "نمایشگاه فروش تابستانه" etc.

    --------------------------------------------------------------------------------------------------

    Your Sentence: شرایطی به تازگی ام...تعطیلات بهاری امسال سریع به پایان می رسد

    Correction No.1: شرایط جدید من...تعطیلات بهاری امسال سریع به پایان می رسد

    Correction No.2: شرایط تازه ی من... تعطیلات بهاری امسال سریع به پایان می رسد

    --------------------------------------------------------------------------------------------------

    Your Sentence:

    چون روزی روز به روز نزدیکتر شود که من باید به

    منطقه ا ی که دانشگاهم قرار دارد بر بگردم، ذهنم ناراحت شده است

    Corrected:

    چون روزی که من باید به منطقه ای که دانشگاهم در آن

    قرار دارد برگردم روز به روز نزدیکتر می شود، ذهنم آشفته شده است

    You Could Also Say:

    این روزها من کمی ناراحت هستم، چون زمان برگشتن به دانشگاه روز به روز نزدیکتر می شود

    LESSON: Some nouns are usually described by some specific adjectives, and if you use other adjectives for them, your sentence seems unusual and out of standards. In English they call them "collocation". For example they always say "a heavy traffic" and if you change that adjective to another one and say "a crowded traffic", your sentence seems weird. Similarly in Farsi, you can't use "ناراحت" as an adjective for "ذهن". But you have to always use "آشفته" instead of that, and say:

    [ذهنم آشفته است = my mind is nervous]. The word "آشفته" simply means "messy" or "sth which lacks order and is not neatly organised". Besides, in spoken Farsi, it has some synonyms such as "به هم ریخته" or "نامرتب".

    --------------------------------------------------------------------------------------------------

    Your Sentence: بنابراین نمی خواهم کارهای بیشتری را انجام می دهم

    Corrected: بنابراین نمی خواهم کارهای بیشتری انجام دهم

    --------------------------------------------------------------------------------------------------


    با عرض معذرت، امروز وقت بیشتری (زیادی)ندارم بنابراین متن انگلیسی را نمی خواهم بنویسم.

    با عرض معذرت، امروز وقت زیادی ندارم بنابراین نمی توانم متن انگلیسی را بنویسم

    (این دفعه (بار) شکل زیر یکی از جمله گیاهان باغ ما را به شما نشان می دهد. هر سال مادرم و دایی ام آنها را می کارند «چون هرسال این کار انجام می شود پس باید از حال استمراری استفده کنید.» می کاشتند و پدربزرگم آنها را آبیاری می کند (به آن ها آب می دهد.) «آبرسانی بیشتر به معنای رساندن آب آشامیدنی به انسان هاست.» آبرسان می کند.من هم بعضی وقتها با استفاده از آبیی آبی که پس از درست کردن چای می ماند آنها را آبیاری می کنم. آبرسان می کنم. در باغ ما لاله های بزرگی نیز وجود دارند. آنها خیلی زیبا هستند.خوشگله.)

    این بار شکل زیر یکی از گیاهان باغ ما را به شما نشان می دهد. هر سال مادر و دایی ام آنها را می کارند و پدربزرگم آنها را آبیاری می کند (به آن ها آب می دهد.) من هم بعضی وقتها با استفاده از آبی که پس از درست کردن چای باقی می ماند آنها را آبیاری می کنم. در باغ ما لاله های بزرگی نیز وجود دارند. آنها خیلی زیبا هستند.

     

    Write a correction

    Please enter between 25 and 8000 characters.

     

    More notebook entries written in Persian (Farsi)

    Show More