Search from various English teachers...
yasaman
چشمان من زمانی که به دارایی هایم فکر میکنم چشم های مشکی رنگم را به خاطر میاورم. چشم هایی که حقایقی دید که تک تک لحظات عمر گلواره را زیر انبوهی را از سوالات مهمل و مبهم پنهان کرد. چشم هایی را به خاطر میاورم که تقلب لحظه ها را شاهد بود که بی هیچ باکی خود را در صف دقایق زندگیم جای میدادند. چشم هایی که دیدن را با خراش خورشید بر پلک ها یاد گرفته بود. چشم هایی که راهرو ی کلمات را برای رسیدن به اتاق خیال طی میکرد.چشم هایی که هیچگاه در نگاه های دیگران خیره نماند. چشم هایی که هیچگاه مرز بین اسارت و آزادی از لحظه ها را نفهمید. چشم هایم شاهد بود شاهدی اجباری بر مرگ دقیقه ها، بر ساحل نشستن کشتی آرزوها ، خندیدن شاخه های درخت امید میان بیشه ها. چشم هایم فقط یه شاهد بود و من مقصرم. مقصر مرگ دقیقه ها.
May 18, 2013 9:20 PM
Corrections · 3
ممنون
August 9, 2013
اورین اورین ...
June 20, 2013
زیبا بسیار زیبا
June 20, 2013
Want to progress faster?
Join this learning community and try out free exercises!

Don’t miss out on the opportunity to learn a language from the comfort of your own home. Browse our selection of experienced language tutors and enroll in your first lesson now!