Site Feedback

بی عنوان - بخش ۴. هنوز به پایان نرسیده یم.

Back to the letter "t" then...

مثلا، در این کلمات:
battle, water, sight, moment
این حرف صدای "ء" دارد.

(از اینجا من به کاربرد دو زبان بر می گردم.
From this point on I'll resume the use of both languages.)

اما در
"apt"
تلفظ این با "ء" خیلی سخت بود، لذا حرف اینجا صدای "ت" دارد.

However, in "apt", to pronounce the "t" with a glottal stop would be too hard, so it retains the usual sound.

هر چند زبان عربی این صدا های "خشن" را دارد، به نظر من آن زبان عموما صدای روان دارد.

Although Arabic has these "harsh" phonemes, to my ears the language, generally speaking, has a fluidity to it.

بر خلاف این، انگلیسی، یا عقلا وقتی من صحبت می کنم، صدای بیشتر "قطع شده" ای دارد.

In contrast, English, at least when I'm speaking, has a more "staccato" sound.

(
ضمنا، هیچ توقف گلوت در
"staccato"
تلفظ نمی شود.

By the way, there's no glottal stop in "staccato".

(Wonder how to say "irony" in Persian...)
)

علاوه بر این، برای من به هر صورت، لهجه های انگلیسی مثل خوانندگی به نظر می رسد، اگر معنی ام را بفهمید. لهجه های ایرلندی همینطورند. لهجه از جنوب ولز، خیلی همینطور. صدای لهجه من، بر خلاف این، مثل سقوط طولانی در کوه سنگلاج به نظر می رسد.

In addition, for me anyway, English accents have a sound of singing about them, if you get my meaning. Irish accents too. The accent from South Wales _really_ does. The sound of my accent, on the other hand, is more like a long drop down a rocky mountain.

لذا، اگر گفتوگو ی زنده به زبانی انگلیسی کرده بودیم، آیا این مشکل ساز بود؟ نخیر، اما این داستان بماند برای وقت دیگر. شاید فردا.

So, if one were to have a live conversation in English with me, would this be problematic? No, but that's a story for another day. Tomorrow, perhaps.

Share:

 

0 comments

    Please enter between 0 and 2000 characters.

     

    Corrections

    بی عنوان - بخش ۴. هنوز به پایان نرسیده ایم.

    Back to the letter "t" then...

    مثلا، در این کلمات:
    battle, water, sight, moment
    این حرف صدای "ء" دارد.

    (از اینجا من به کاربرد دو زبان بر می گردم.
    From this point on I'll resume the use of both languages.)

    اما در
    "apt"
    تلفظ این ( کلمه ) با "ء" خیلی سخت بود، لذا ( / به همین دلیل ) حرف اینجا صدای "ت" دارد.

    However, in "apt", to pronounce the "t" with a glottal stop would be too hard, so it retains the usual sound.

    هر چند زبان عربی این صداهای "خشن" را دارد، به نظر من آن زبان ( زبانی است که ) عموما صدای روان دارد.

    Although Arabic has these "harsh" phonemes, to my ears the language, generally speaking, has a fluidity to it.

    بر خلاف این ( برعکس )، انگلیسی، یا عقلا اقلاً وقتی من صحبت می کنم، صدای بیشتر "قطع شده" ای دارد صداهای قطع شده ی بیشتری دارد.

    برعکس، انگلیسی، دست کم زمانی که من صحبت می کنم، صداهای قطع شده ی بیتری دارد.


    In contrast, English, at least when I'm speaking, has a more "staccato" sound.

    (
    ضمنا، هیچ توقف گلوت در
    "staccato"
    تلفظ نمی شود.

     

    در ضمن ( ضمناً ) در تلفظ

    "staccato"

    هیچ توقف حنجره ای نیست

    ( هیچ توقف صدایی در حنجره وجود ندارد )

    By the way, there's no glottal stop in "staccato".

    (Wonder how to say "irony" in Persian...)
    irony = طنز

    علاوه بر این، برای من به هر صورت در هر صورت برای من، لهجه های انگلیسی مثل خوانندگی ( آواز / آواز خواندن ) به نظر می رسد، اگر معنی ام منظورم را بفهمید متوجه می شوید. لهجه های ایرلندی هم همین طور اند. لهجه از جنوب ولز، خیلی همینطور لهجه ی جنوب ولز هم _ واقعاً _ همین طور است. صدای لهجه من، بر خلاف این ( بر عکس )، مثل یک سقوط طولانی در کوهی سنگلاخی به نظر می رسد.
    بر عکس، لهجه ی من، مثل سقوطی طولانی در کوهی صخره ای ( شنگلاخی ) به نظر می رسد.


    In addition, for me anyway, English accents have a sound of singing about them, if you get my meaning. Irish accents too. The accent from South Wales _really_ does. The sound of my accent, on the other hand, is more like a long drop down a rocky mountain.

    لذا ( / پس )، اگر گفتگوی زنده به زبانی انگلیسی کرده بودیم، آیا این مشکل ساز بود؟ اگر کسی قصد داشته باشد گفتگوی انگلیسی زنده ای با من داشته باشد، ممکن است این مورد مشکل ساز شود؟ نخیر ( / خیر / نه )، اما این داستان (قضیه) بماند برای وقتی دیگر (/ وفت دیگری ). شاید فردا.

    So, if one were to have a live conversation in English with me, would this be problematic? No, but that's a story for another day. Tomorrow, perhaps.

    Write a correction

    Please enter between 25 and 8000 characters.

     

    More notebook entries written in Persian (Farsi)

    Show More