Site Feedback

!در قطار

سالم! در باستون شاب است. هر شب، من قطار سوار کردم. آن همیشه مردن خوب و مردن عجیبه...مسل امشب: آن مردی اواره در یک زن فرید زد!! اما مرد دیگر گفت: «شما آن متوقف! اگر شما می خواهید بنشینید، پس بفرمایید: در صندلی من بنشینید! اما بی ادب به زنان نمی شود!!!» او خیلی محترم بود. خب، من خیلی می خستم، شب بخیر من دوست :)

Share:

 

2 comments

    Please enter between 0 and 2000 characters.

     

    Corrections

    !در قطار

    سالم! در باستون شاب است. هر شب، من قطار سوار کردم. آن همیشه مردن((مردم)) خوب و مردن عجیبه...مسل(مثل) امشب: آن (یک) مردی اواره در(بر) یک زن فرید(فریاد) زد!! اما مرد دیگر گفت: «شما آن متوقف (متوقف کنید)! اگر شما می خواهید بنشینید، پس بفرمایید: در( بر یا روی) صندلی من بنشینید! اما بی ادب(بی ادبی) به زنان نمی شود(نکنید)!!!» او خیلی محترم بود. خب، من خیلی می خستم(خسته ام)، شب بخیر من دوست :)

    مردن=death  ----مردم=people

    ان=that ---یک= a or an

    فریاد زدن بر= yell at

    شما ان متوقف = it has an error -it doesn't have any verb (stop it=بس است=(in every day = بسه))

    (more common بر = ( روی =on

    we don't have می خستم we have (می خواستم=I wanted ) and (خسته ام=I'm tired) 

    nice job :)

     

     

     

     

    درون قطار:

     

    to write a little better :)

    با سلام 

    هم اکنون بوستون در شب فرو رفته است...من معمولا از قطار برای رفت و امد استفاده میکنم...در قطار هم آدم های خوب و هم ادم های بد را می توان مشاهده کرد... مثلا امشب :یک مرد بی خانمان بر سریک خانم فریاد کشید...  !! اما یک اقای دیگر به مرد بی خانمان گفت ((بس است دیگر ... اگر می خواهی بشینی ،بیا بر سرجای من بشین ، اما با خانم ها با بی ادبی رفتار نکن )) او اقای محترمی بود...

    ok I'm tired too 

     

    hi
    just some tips:
    سوار چیزی شدن "= to ride sth
    من سوار ماشین شدم= i ride the car
    من سوار اسب شدم= i ride the horse
    but کسی را سوار کردن" is a bit different, this verb needs an object
    while i was driving i picked up my boy = وقتی رانندگی می کردم پسرم را سوار کردم

    please notice that verbs which are used with "کردن"   usually need direct or indirect object but verbs with "شدن" dont need any object. another example used in your writing is:

    به کسی بی ادبی کردن"=to be rude to sb
    او به پدر من بی ادبی کرد = he was rude to my father

    because it has an "indirect object" ("متمم" in persian) so it must be used with "کردن"

    !در قطار

    سالم! در باستون شب است. هر شب، من قطار سوار می شوم. آن همیشه مردن خوب و مردن عجیبه...مثل امشب: آن مردی اواره در یک زن فرید زد!! اما مرد دیگر گفت: «شما آن متوقف! اگر شما می خواهید بنشینید، پس بفرمایید: در صندلی من بنشینید! اما بی ادب به زنان نمی شود!!!» او خیلی محترم بود. خب، من خیلی می خستم، شب بخیر من دوست :)

    !در قطار

    سالم! در باستون شاب است. هر شب، من قطار سوار کردم. آن همیشه مردن خوب و مردن عجیبه...مسل امشب: آن مردی اواره در یک زن فرید زد!! اما مرد دیگر گفت: «شما آن متوقف! اگر شما می خواهید بنشینید، پس بفرمایید: در صندلی من بنشینید! اما بی ادب به زنان نمی شود!!!» او خیلی محترم بود. خب، من خیلی می خستم، شب بخیر من دوست :)

     

    Salaam! It is night in Boston.Each night, i ride the train. There are always nice people and strange people...like tonight: a homeless man yelled at a woman!! But another man said: "You stop that! If you want to sit, then here: sit in my chair! But do not be rude to women!!!" He was very honorable. Well, I am very tired, good night my friends! :)

     

    سلام. الآن در بوستون شب است. هر شب، من سوار قطار می شوم ( من هر شب سوار قطار می شوم ). همیشه در قطار هم مردم خوبی هستند و هم مردمی عجیب. مثل امشب: یک مرد بی خانمان ( آواره ) سر یک زن فریاد کشید!! ولی مرد دیگری گفت: " تمامش کن! اگر می خوای بنشینی، بیا سر جای من بنشین / در صندلی من بنشین. ولی با زنان بی ادب نباش / به زنان بی ادبی نکن ." آن مرد خیلی محترم بود ( مرد خیلی محترمی بود ) خب، من خیلی خسته هستم ( خسته ام ). شب بخیر دوستان :)

     

    I'm not trying to make you confused with my correction which is the 4th correction to your writing, but I tried to write what you want from your English essay :) I hope it helps. Your essay was very good, you're doing really well, keep on the good work ^_^

    !در قطار

    سالم! در باستون شب است. هر شب، من قطار سوار کردم. آن همیشه مردن خوب و مردن عجیبه...مسل امشب: آن مردی اواره در یک زن فرید زد!! اما مرد دیگر گفت: «شما آن متوقف! اگر شما می خواهید بنشینید، پس بفرمایید: در صندلی من بنشینید! اما بی ادب به زنان نمی شود!!!» او خیلی محترم بود. خب، من خیلی می خستم، شب بخیر من دوست

    (Sorry I forgot again, like I said i was veryyyy tired.) Here is what I was trying to write:

    In the train! 

    Salaam! It is night in Boston.Each night, i ride the train. There are always nice people and strange people...like tonight: a homeless man yelled at a woman!! But another man said: "You stop that! If you want to sit, then here: sit in my chair! But do not be rude to women!!!" He was very honorable. Well, I am very tired, good night my friends! :)

    Write a correction

    Please enter between 25 and 8000 characters.

     

    More notebook entries written in Persian (Farsi)

    Show More