Search from various 영어 teachers...
ody
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
hafez 
1a در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
1b شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
2a روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست
2b بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
3a رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد
3b همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع
4a گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو
4b کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع
5a در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست
5b این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع
6a در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست
6b ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع
7a بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است
7b با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع
8a کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
8b تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
9a همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو
9b چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
10a سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین
10b تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
11 آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت
12 آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع



2017년 9월 12일 오후 9:07
댓글 · 11
1

غم پرستیدن  means the pain and sorrow of loving. پرستیدن actually mean ''to worship'', but I think a better meaning here would be ''to love.'' 

کمیت is a red horse with black mane and tail.

توست is a verb. Its subject is این دل  The heart is...

سرگرم means to be busy. I guess a better interpretation would be ''  to be obssessed.''

زار نزار deplorable The deplorable heart

I guess the poet by جهانی means the whole universe

بی جمال عالم آرای تو  Without your beauty, which like the sun beautifies the universe. (This is my interpretation.)


از دست غمت here دست doesn't mean hand. It simply means because of the pain of your love


سرفرازم کن  bless me

منور گردد to be illuminated

در سر گرفت  It means that the poet has felt the love with all his being. (Again, it's my interpretation.)


As you had asked for the meaning of these words, I did my best to help you. 

2017년 9월 14일
1

دردت means the pain of being away from you. Here the lover takes pain for his beloved one.

کوه صبر Here patience has been assimilated to a mountain. The poet has used this metaphor to show the greatness of his patience.

پروانه  in Persian poetry is a symbol for lover. As a butterfly flies around a candle or light, so does a lover encircle his love.

2017년 9월 14일
1

5) روز من بدون چهره جهان آرای آفتاب مانند تو چون شب تار است و با آن که در عشقت به مرحله کمال رسیده ام، مانند شمع در حال گداختن و کاستن به سر می برم .

6) به مانند شمع سحری تا برآمدن صبح، در من یک نفس باقی مانده است روی بنما تا شمع سان دست از جان بکشم .

7) حافظ، آتش عشق تو را با میل و رغبت در دل خود جای داده و این آتش دل را (به مانند شمع که از این کار عاجز است) نمی توانم با اشک 

2017년 9월 14일
1

I found a complete interpretation of the poem on a website when I was Googling some of the words you mentioned above. Here it is:


1) در عشق تو مانند شمع در میان خوبان به وفاداری! شهرت دارم و چون شمع در کوی عاشقان فداکار و رندان، شب نشینی و شب زنده داری می کنم .

2) از بس به مانند شمع از دیده ها سیل آسا اشک آتشین روان می کنم، روز و شب به چشمانم که غمزده درد عشق است خواب نمی آید.

3) هرچند ریسمان صبر و شکیبایی من با تیغ قیچی غم تو قطع شده، باز هم در آتش عشق تو چون شعله شمع لرزان و خندانم .

4) اگر اشک سرخ فام من مانند اسبی تندرو جولان نمی داد، هرگز راز پنهان (سوز عشقم) به مانند شمع آشکار نمی شد.


2017년 9월 14일
1
سلام ممنون شعر بسیار زیبایی بود.Which words are not clear to you?
2017년 9월 13일
더 보기

집에서 편안하게 언어를 배울 수 있는 기회를 놓치지 마세요. 경험 많은 강사진을 살펴보고 지금 바로 첫 수업을 신청하세요!