Çeşitli İngilizce öğretmenleri arasından arama yapın...
Polina Volkova
In be che ma'na ast? "kafe daste khod ra boo kardan"
In ebarat yani che?
"Sereshkam amado eybam begoft rooy be rooy/ shekayat az ke konam khanegi ast ghammazam"
"Ghammaz" yani che?
18 Tem 2013 06:28
Yanıtlar · 9
3
و در مورد غماز
غمزه کلمه ی عربی دخیل در فارسی هست به معنای " اشاره با ابرو و چشم " یا " پلک زدن با ناز و کرشمه " که وقتی در ادبیات اشاره به غمزه کردن میشه، معنای دوم بیشتر مد نظر هست ( البته نه همیشه ).
غماز هم به معنای کسی هست که غمزه می کند. پس غماز رو در ادبیات به معنای معشوق به کار می برن. چون معشوق همیشه سمبلی ه از ناز
در این شعر هم همینطوره:
سرشک : کلمه قدیمی ( با ریشه ی اوستایی ) هست به معنای " قطره " یا " اشک چشم "
روی به روی گفتن عیب : عیب کسی رو به رخش بکشیم.
خانگی : اینجا دقیقاً معنی خانگی نمیده. بیشتر تو معنی " خودی " هست. یعنی غریبه نیست.
پس شعر معنی ش میشه:
" اشک چشمم آمد وعیبم را به رخم کشید ، از چه کسی شکایت کنم که این معشوق من خودی است "
یعنی بیگانه شاعر رو به روزی ننداخته که اشک بریزه. معشوق خودی ه و شاعر نمیتونه شکایتی کنه
امیدوارم کمک کرده باشم :)
18 Temmuz 2013
1
kafe daste khod ra boo kardan yani... I didn't know the result of what I 've done
for example you did sth wrong unpurposely and someone blam you, then you say: kefe daste khodamo boo nakarde budam!
18 Temmuz 2013
1
سرشک یعنی اشک
غماز یعنی اشاره کننده با ابرو و چشم .بعضی اوقات با چشم و ابرو و بدون هیچ کلامی می توان به شخصی اشاره کرد و برای افراد دیگر عیب آن شخص را آشکار کرد
حال غماز در اینجا یعنی کسی که از دیگری عیب جویی میکند
خانگی یعنی خودی و آشنا
حال جناب حافظ میفرمایند:
اشکم سرازیر شد و عیب من یعنی بی صبری و کم تحملی خودم را آشکار کرد و به من رو در رو عیبم را گفت
حال گلایه از که کنم که این سرزنش کننده من اشکم می باشد که خودی و آشنا ست
آفرین به شما که با ادبیات فاخر ایران ارتباط گرفته اید
مالادیچ
18 Temmuz 2013
1
برای کف دست بو کردن، این تعریف رو ذکر می کنن:
دست خود را بو کردن کنایه از: علم غیب دانستن که بیشتر به صورت استفهام انکاری به کار رود
می تونم یه مثال بزنم براتون.
مثلاً من کاری داشته م و میرم بیرون، بعد از رفتن من، یکی از دوستام میاد دم در خونه و با من کار خیلی مهمی داره، ولی من خونه نیستم. بعد از این که منو می بینه، شکایت می کنه که چرا خونه نبودی، من می تونم در جوابش بگم " کف دست بو نکرده بودم که میخوای بیای "
اگر بخوایم این کنایه رو به زبان عادی تر برگردونیم می شه " من از کجا باید می دونستم که میخوای بیای "
" محدودیت تعداد لغت دارم به همین دلیل جوابم رو دو بخش می کنم "
18 Temmuz 2013
کف دست خود را بو کردن یعنی چیزی را از قبل دانستن مثلا سوال چرا امروز مهمانی نیامدی؟ جواب : مگر کف دستم را بو کرده بودم؟ یعنی مگر از قبل می دانستم
18 Temmuz 2013
Hâlâ cevap bulamadın mı?
Sorularını yaz ve ana dil konuşanlar sana yardım etsin!
Polina Volkova
Dil Becerileri
Arapça, İngilizce, Farsça (Farsi), Rusça
Öğrenim Dili
Farsça (Farsi)
Beğenebileceğin Makaleler

English Vocabulary for Using Microsoft Office at Work
19 beğeni · 3 Yorumlar

How to Answer “How Was Your Weekend?” Naturally in English
52 beğeni · 29 Yorumlar

Why Some Jokes Don’t Translate: Understanding Humor in English
15 beğeni · 6 Yorumlar
Daha fazla makale
