ابحث بين معلمي الإنجليزية المتعددين...
sano k
فرق گير دادن و گير كردن و گير انداختن چيست؟ فرق " گير دادن "و " گير كردن " و "

گير انداختن "

چيست؟

با تشكر

١٢ سبتمبر ٢٠١٨ ١٢:٠٧
الإجابات · 4
1
گیر دادن : to pick on someone گیر کردن : to get stuck گیر انداختن : to entrap
١٢ سبتمبر ٢٠١٨
سلام گیر کردن: مثال: اگر بخواهیم یک جعبه¬ی بزرگ را از یک راهروی تنگ عبور بدهیم، جعبه عبور نمی¬کند و گیر می¬کند. در صحبت های روزمره گیر کردن همچنین به معنی پیش آمدن مشکل در روند انجام یک کار نیز معنی می¬شود، مثلا من در جمع کردن این دو عدد گیر کردم. از طرفی به معنای حبس شدن در جایی (بیشتر به صورت تصادفی و اتفاقی) نیز معنی می¬دهد. مثلا نگهبان نمی¬دانست من در ساختمان هستم. او در را قفل کرد و رفت و من الان در ساختمان گیر کردم/افتادم. گیر انداختن به معنی به دام انداختن است. البته به دام انداختن بیشتر برای حیوانات استفاده می¬شود ولی گیر انداختن بیشتر برای انسان ها به کار می¬رود. مثلا دزد را گیر انداختیم. یا مثلا اگر کسی دروغ بگوید و شما با پرسیدن سوال های زیاد از او باعث شوید که او نتواند جواب شما را بدهد و این حقیقت که آن فرد دروغ گفته مشخص شود، شما او را گیر انداخته اید. گیر دادن: این یک اصطلاح است و غیر رسمی است. مثلا وقتی کسی اصرار زیادی میکند که شما کاری را انجام دهید یا ندهید می¬توان گفت او گیر می¬دهد که شما آن کار را انجام دهید. اگر جایی ناواضح بود بپرسید.
١٢ سبتمبر ٢٠١٨
لم تجد إجاباتك بعد؟
اكتب اسألتك ودع الناطقين الأصليين باللغات يساعدونك!

لا تفوّت فرصة تعلّم لغة جديدة وأنت مرتاح في منزلك. تصفّح مجموعتنا المختارة من مدرّسي اللغات ذوي الخبرة وسجّل في درسك الأول الآن!