Busca entre varios profesores de Inglés...
JEBP
آنشرلی با موهای قرمز آنه ،تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟ وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود؟ با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت از تنهایی معصومانه دست هایت آیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود. آنه اکنون آمده ام تا دست هایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری، در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و اینک آنه شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ، در انتظار توست.

Correcciones · 1

0
Asheqesham :)

¿Quieres avanzar más rápido?

¡Únete a esta comunidad de aprendizaje y prueba ejercicios gratuitos!

No pierdas la oportunidad de aprender un idioma desde la comodidad de tu casa. ¡Explora nuestra selección de profesores de idiomas con experiencia e inscríbete ya en tu primera clase!

Empieza a aprender hoy