.مضارع الزامی: من یک سرباز هستم و باید هر روزانه 8 ساعت سرپا بایستم
.مزارع اختیاری: هنگامی که چراغ راهنمایی قرمز است,خودرو ها کمی عقب تر از خط عابر می ایستند
.آینده: زمانی که پای شکسته ام بهبود یافت, بر روی پای خودم خواهم ایستاد
.ماضی ساده: کودک همسایه بعد از بارها تلاش در نهایت ایستاد
.ماضی استمراری: اتوبوس تا هفته ی گذشته در این ایستگاه می ایستاد
.ماضی مستمر: آرش داشت می ایستاد که ناگهان پایش درد گرفت
.ماضی نقلی: آن ساختمان بر روی چهار ستون ایستاده است
.ماضی بعید:سازه ی ارگ بم قبل از زلزله ی سال 2003 به خوبی ایستاده بود
.ماضی التزامی: برای جلوگیری از به بیرون ریختن مایع درون مخزن باید آن کاملا ایستاده باشد
.امری(دستوری): بر روی فرش بایست
.وقتی پایت یر روی مین رفت ,همنجا که هستی بایست
اگر به توضیح بیشتری نیاز داشتی بهم پیام بده