個人檔案
正在學習
阿拉伯語 (現代標準)
英語
法語
德語
語言能力
波斯語 (Farsi)母語
趣味主題
電影
自然環境
藝術
健康
旅行
課程意見回饋
課程紀錄
| 上個月 | 過去 3 個月 | 所有時段 | |
|---|---|---|---|
| 已完成的課程 | 0 | 0 | 1 |
| 到課率 | 100% | 100% | 100% |
教師評價
沒有記錄
動態
لحظه آخر
یک خانم چهل و پنج سالگی ساله سکته قلبی داشت و به بیمارستان برده می شد. وقتی روی میز جراحی بود او تجربه نزدیک مرگ داشت. خدا دیدنی وقتی خدا را دید گفت پرسید «وقتی من تمام شود شده است؟» خدا گفت «نه، دیگر چهل و سه سال، دو ماه، و هشت روزدیگر برای زندگی کردن داری» بعد از بهبود، او تصمیم گرفت که در بیمارستان ماند بماند و برطرف کردن چین و چروک صورت و جراحی اندام داشته باشد(عملهای زیر را انجام دهد: کشیدن پوست صورت ،تخلیه چربیها، عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم). و حتی یکی را داشت که امد و رنگ مویش را تغییر داد و دندانش را روشن کرد!
چون او خیلی وقتی داشت تا زندگی کند، فکر کرد که از وقتش بیشترین استفاده را بکند. بعد از عمل آخرش از بیمارستان مرخص شد. وقتی از خیابان رد می شد تو راه خانه، او با یک آمبولانس کشته شد. روبهرو خدا رسید، او گفت «فکر کردم که تو گفتی من چهل و سه سال دیگر داشتم؟ چرا تو من را از مسیر آمبولانس بیرون نکشیدی ؟
خدا جواب داد « تو را نشناختم.»0 人已投票2017年5月6日1

00:00
00:00